زندگی ادامه دارد ......

- هر وقت زیر اون درخت نخل جمع می شیم ... هر توی حیاط رو به آسمون تاب می خورم ... هر وقت چای میریزیم و دوره هم می خندیم ... هر وقت پام رو هر جای اصفهان می ذارم ... بخوام و نخوام فکرش من رو ول نمی کنه ... منم یادش رو بی جواب نمی ذارم ... جاش خالیه اما خودش بهمون یاد داد که بی دلیل دور هم جمع بشیم و غمی نداشته باشیم ..

- اما خب زندگی ادامه داده ..... به این ادامه داشتن زندگی خیلی وقته که معتقد شدم ... هر بار از اصفهان دارم برمی گردم به عمق تفاوت زندگی اصفهان و تهرانم بیشتر پی می برم ... دو تا زندگی بلکل متفاوت که هر کدوم برای خوبی های بدی های خودش رو داره ... یکی اکثر با خوشگذرونی و یکی بیشتر با کارهای جدی و رسمی ... با هر دوتاشون زندگی خوبی دارم ... همیشه یه کم طول می کشه بین این دو تا وضعیت شیفت بزنم ... زیاده زیاد که نه ! ... در حده یکی دو روز ...

- (م) می گفت سخت بدونی که کاری رو که انجام می دی درسته و ازش خوشت بیاد اما زیاد دوسش نداشته باشی ... سعید طبق معمول یا خودش رو به اون راه می زد یا واقعآ تا حالا هر کاری رو که انجام می داده هم درست بوده و هم خوشش می اومده و هم دوسشون داشته ... اما من می فهمیدم (م) چی می خواست بگه و منظورش چی بود ... چند سالی هست که به این وضعیت رسیدم و عادت کردم و یه جوری باهاش کنار اومدم ... بالاخره اشکش رو در اوورد ... می خواستم بشینم راه های بهتری رو برای غلبه بر این احساس مزخرف بهش یاد بدم اما با من سنمی نداشت ...

- همچنان دماغ ما (بینی شما!) هر روز ، هر روز داره خون می آد ... فانی نسخه نوشته برای آزمایش خون ... پاش مهر متخصص زنان و زایمان زده ... آزمایشگاه و داروخانه و بقیه چه فکری می کنند خدا می دونه .... بهترین درمان برای هر چیزی حل کردنشه ... اگه نمی تونی حل کنی بهش اهمیت نده ... منم آزمایش دارم ببینم چند ماهه هستم ! ... با این مهری که پای آزمایش خونه ما زده شده ...

- بخند ! ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org