کور و کر و راحت باش !!!

آدم توی ایران باید چنان کور و کر باشه که هیچ درکی از بعضی مسائل نداشته باشه و وقوه های ادراکیش وارد حرف و حدیث های دروورش نشه ... یعنی یه جورایی زندگی گوسفندی و گله ای ، گاه و بیگاه هم چوپون بیاد از در آغل تو و یکی رو با خودش ببره و بقیه شاکر جستنشون !!! ... حتی بهتره یکی دوتا دیگه از این حواس ششگانه ش رو disbale کنه که بهتر و راحتتر روزگار بگذرونه ... زمستون که بود کمبود گاز داشتیم ... برای چی ؟ ... برای اینکه آقایون بجای فکر کردن به خطوط انتقال داخلی هی کاسه گدایی پیش پاکستان و ترکیه و هند دراز کرده بودن و خداخدا می کردن گاز مفتی مفتی بدن ... بعد که گاز کم اومد و فشارها افتاد ... به کارخونه ها و مدارس و شرکت های دولتی ابلاغیه فرستادن که کارها رو زودتر سرهم بندی کنین و بچه ها رو زودتر تعطیل کنین و خلاصه زیاد گاز استفاده نکنین که بی گازیه !! ... اما برای نیروگاه های گازی نمی شه از این ابلاغیه ها فرستاد ... چی کار کنیم ؟ ..
سد زدیم واسه چی ؟ گوره بابای آب های پشتش ... ولش کن برن ! ... حداقل یه ذره برق تولید می کنن ... نمی کنن ؟! ... اما آب ها رو چه کنیم ؟ ... خدا بزرگه ... زمستونش که این همه سرد باشه ... حتمآ بهارش بارون زیاد داره ... آب ها ول شد و بهار شد و دریغ از یه ذره بارون ... حالا آقایون ... موندن انگشت به دهن که با اردیبهشت 37 درجه ای کی می خواد مرداد 48 درجه ای رو تحمل کنه ؟ ... اینطوری شد که تابستون نیومده برق و آب داره جیره بندی می شه ... توی تهران خیلی از بزرگراه ها رو شبا برقاشون رو می پرونن ... خیابونای تاریک و زیاد دیدم این شبا ... برای اصناف هم ساعت کسب تعیین می کنن که باید تا 7 شب عین مرغ ها کرکره رو بکشن پایین و برن برای تخم گذاری !!! .... ایرانی ها هم که دو دسته ، دسته اول وقت ندارن به این چیزا فکر کنن چون عملآ از زندگی چیزی نمی فهمن !! ... همون قشری هستند که کنار ایستگاه مترو توی تاریکی حقانی با سه تا بچه قد و نیم قد و اهل و اعیال آهی در بساط ندارن که با ناله سودا کنن ... دسته دوم هم همون افراد معدودی هستند که سقف SLK کروکیشون رو می زنن عقب و اون چراغ خوشگلارو روشن می کنن و از تاریکی شب حداکثر استفاده رو می برن و فکر می کننن توی چالوس دارن رانندگی می کنن ... حالا یکی نیست به این دسته دوم بگه : " الاغ ! اون چراغ خوشگل ها جلوت رو اونقدر روشن نمی کنن که بتونی تشخیص بدی اون کنار اتوبانه یه خانواده بدبخت 5 نفره ست نه یه دسته بیل ! " ...

پ . ن : اینطوری دسته اول و دسته دوم با هم گهگاهی یه تعاملاتی دارن و هیچ کدوم به تاریک بودن خیابون توجهی نمی کنن ! ...
پ . ن : زکی !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org