جمعه ... 6ام اردیبهشت ...

باورم نمی شد اخبار داغ امروز و دیروز که تازه به گوشم رسیدن، چیزایی بودن که 3 هفته پیش برای جامعه تازگی داشتن ... به بیان ساده تر یعنی توی اخبار مملکتی دقیقآ 20 روز و 21 ساعت و 38 دقیقه به شدت عقب بودم ... تا حدی که فرق نمی کرد من ایران بودم یا توی جزایر ماداگاسکار ... خیلی برای خودم یه لحظه متاسفم شدم ... اینطوری از حال و اوضاع کشور و جامعم پرت بودم ... از سیاست هم که خدا رو شکر چیزی سرمون نمی شه ... فقط سر کلاس های اقتصاد همچنان اعصاب خورد می شه ...همینطوری روزها می گذره ... کارای دانشگاه و ارائه ها و تحقیق ها و حل مدل ها انگار تمومی نداره و استادها سیرمونی ... با تمام این اوضاع و احوالات راضی ام ... شما از حرفهای سروش چیزی خوندین ؟؟؟ ... راجع به خداپرستی و دین ! ... رضا معرفیش کرد و منم وقت های پرتم یه چیزایی ازش می خونم ... آدم معنی دانشمند رو می شناسه تازه ... همینطور معنی دینداری رو ! ... باهاش رابطه عاطفی برقرار کردم ...
اما مورد آخر ... تحمل آدما یه چیزیه که برای هر کسی یه آستانه ای داره ... اگه می بینی کسی بهت مثل بقیه باهات برخورد نمی کنه و تمایلی نداره بهت نگاه کنه ؛ خب حتمآ کاری کردی و چیزی گفتی که تحملش از اخلاق و رفتارت سرریز شده ... پشت و روی آدما گاهی باهم فرقی نمی کنه ... صد رحمت به قوطی حلبی ! ...

پ . ن : با این مفهموم به شدت موافقم ... تنها مانع آدم های توی زندگیشون ذهنیتشونه ! که باهاش یه حصاری درست می کنند دورتادورشون می کشونن ... دلم می خواد برای یکی از دوستان این حصارهاش رو بردارم ... موانعی که ذهنیتش براش درست کرده ... اما تا وقتی خودش نخواد من کاری می تونم کنم ؟؟؟

پ . ن : سه جا دارم همزمان خدایــــــــــــــــــــی می کنم ... دنبال خدایگان دیگه ... !!! ... اما خب خدایی هست این نزدیکیا همیشه ، که برای نوازش بندش مست همیشه ! ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org