Real Morning !

می خوام ریش بزنم ! ... توی آینه که خودم رو نگاه می کنم ، نمی تونم تشخیص بدم که صورتم کدومه و دیوار پشت سرم کدوم !!! ... هنوز چشمام بسته ست ... فقط می تونم نوری رو ببینم که توی محیط خارج وجود داره ... می رم صبحونه بخورم ... چایی دم نیست ! ... شیر دیروز خوردم حسش نیست ! ... کی حال داره قهوه درست کنه ! ... نسکافه بهترین چیزه اما یادم می آد نسکافه هم تمام شده ... اما نه ، یکی دوتا نسکافه تک نفره داشتیم ... بهش می گیم نسکافه تنبلی ! ... اولی رو باز می کنم ... در سطل رو باز می کنم آشغالش رو بندازم اما خودش رو خالی می کنم توی سطل ... به خودم دو سه تا بد و بیراه می گم ... این دفعه دیگه بیدارم ! ... نسکافه رو می ریزم توی لیوان و شروع می کنم بهم زدنش ... یه شکلات ورمی دارم که باهاش بخورم ... اما جای قند که می ندازم توی چای و هم می زنم می ندازمش توی لیوان نسکافه و شروع می کنم هم زدن ....

نتیجه اخلاقی : در 48 ساعت از زندگی بیشتر از 6 ساعت بخوابید ! ... اونم در حالی که عین 42 ساعت بیداری از مختون کار کشیدین ....

پ . ن : داستان تخیلی نیست !
پ . ن : من با firefox هیچ گونه رابطه عاطفی برقرار نکردم توی این مدت اما برای دانلود torrent ها مجبورم تحملش کنم ...
به گلاره : نوشته هاتون رو خوندم و خوش اومد ، لازم ترین و کافی ترین دلیل برای اینکه به کسی لینک بدم ! ... شناختن و نشناختن بهانه ست ! ...
:) ... اینطوری هم خیلی بهتره ! چیزی که دوست داری بخونی ، اگه دیگران بخوان می خونن ، نخوان نمی خونن ! ...

پ . ن : هر چی از زندگی روی کولم بود به صورت لیچارهای مودبانه حوالهء روزگار کردیم ... کامنت اومد : "بسیار زیبا می نویسی ... به کلبهء سبز من هم سری بزن ! " ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org