Exhausted But Not !

روز شلوغی بود امروز ! ... شلوغ و پر از اتفاقات جورواجور به تعدد موهای سرم ... همش توی دانشگاه پشت سر و هم بلاانقطلاع واسم اومدن ... از خوب و بد ... همه چیز از یه search عادی برای تز شروع شد و فضولی یکی از سال بالایی ها که به هزار و یه راه دیگه رفت ... از پیدا کردن یه هم تیمی درست و حسابی گرفته ، تا کارای کتاب ... از کارت عبور توی محوطه دانشگاه گرفته تا بورس فرانسه ! ... روزها وقتی برمی گردم خونه انگار از پای ساختمون نیمه کاره ای اومدم که تک تک آجرهاش رو خودم دارم می ندازم بالا ... علی نه موبایل داره نه ماشین ! ... یعنی به هیچ کدومشون اعتقادی نداره که بتونه استفاده کنه ... به موبایل معتاد شدم ... ولی دارم همون سنت یه روز در هفته بی ماشین رو حفظ می کنم که به اعتیاد این یکی دچار نشم ... گفتم موبایل ! ... دقت کردم فهمیدم که باید هر دو هفته یه بار دفترچه تلفنم رو یه مروری کنم ... اینقدر شماره های جدید توش با سرعت می آن که اگه مرور نشن باید کلی فکر کنم کی ، کی بود ! ... save کردن هدفمند هم راه حل خوبیه ... مثلآ Man.Teh.Fin.Mech.France.Ali یعنی اون علی ای که مدیریت تهران فاینانس می خونه و لیسانسش مکانیک بوده و از فرانسه فاند گرفته ! ... همینطوری برو تا آخر ... امروز دو نفر هم من رو سر کار گذاشتن که واسم مهم نیست اصلآ ! ... صادقانه به سر کار رفتنم اعتراف می کنم و صادقانه تر می گم که با اینکه وقتی بهش فکر می کنم یه کم دلخورمی شم اما اعصاب و انرژیم رو حرومش نمی کنم ، حتی دو قرونش رو ! ... این همه فعالیت ، دوتا سرکاری هم داشته باشیم توی پرونده امروزمون ... اینجا حبشه ست که من فقط دارم یه مدتی بین مردمش زندگی می کنم ... بین این مدل از مردمش ! ... روز خوبی بود ... خسته ام ولی نیستم ! ... تمام این ها به کنار کاری رو که بهم توی پژوهشکده شریف پیشنهاد دادن رو می خوام روی هوا بقاپم ! ... هم به پولش نیاز دارم ، هم تجربه ش ، هم اسم پژوهشکده ش ، هم اسم شریفش ، هم زمینه تخصصیش ، هم CV و هم Recomm ، هم همه چیزش ! ... من بهش نیاز دارم لامصب رو ! ... مجبورم ... می فهمی ؟!؟ ... مجبـــــــــــــــــور ........ ! :))

پ . ن : توی ملی یه راه کشف کردم برای online شدن با msger ! ... اما یه چیز دیگه هم کشف کردم ، اگه کابل شبکه ام رو با خودم نبرم راحتتر می شینم سر کارای مهمتری که دارم ... کشف دوم به مراتب مفیدتره ... نه خیلی حالا پای گپ دوستان بودیم ... مهم نفس کشف کردن و ذوق لحظه ای اولیه ست ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org