Marital !

بین کلاس CAE و دکتر یه ساعت و نیمی خالی دارم ... می رم زودتر ماشین رو توی اسفندیاری پارک می کنم و می پرم توی لابی دورترین صندلی به در ورودی رو انتخاب می کنم و می شینم ... بالاخره یه جوری این بیکاری رو پر می کنم ... خوب هم پر می شه معمولآ ... دیروز یه خانمی اومده بود برای interview ... موبایلش زنگ زد و منم چه بخوام چه نخوام می شنیدم حرفاش رو ... صحبت احساسات خانم بود که چقدر زود دل می بنده و چقدر از ارتباطاتش دنبال نتیجه هست و ... خلاصه از این جور صحبت ها ... دیگه مشخص بود که کسی که اونور خطه دختر نیست ... صحبت گل و بلبله ! ... حداقل حرف از کار و درس نبود ... بیست دقیقه ایی گذشت و خانم بیخیال نمی خواست بشه ... بلندبلند شروع کرده بود خودش رو تشریح کرد ... خسته شدم و بلند شدم رفتم سمت تابلوهای اعلانات ... یه شماره ای خوندن که انگار نوبت خانم بود برای مصاحبه ... بلند شد و اومد توی اتاقکی که پشت سرم کنار تابلوها بود ... صدای بلند Interviewer رو شنیدم :
- ?? Are you single or married ...
- Single ...
- ?? What do you think about that ?? which one do you prefer
( Pefer رو نمی دونست یعنی چی !! یه جوره دیگه سوال رو تکرار می کنه ... منم تیز می شم ببینم این خانم تیشان فیشان احساساتی چی جواب می ده ... )
- Single is better ...

پ . ن : خدا این interviewee هایی صادق رو از این کلاس زبان ها کم نکنه ...
پ . ن : Interviewer ها هم خوب بلدن به قیافهء طرف نگاه کنن و سوالایی رو بپرسن طرف به مذاقش خوش بیاد !
پ . ن : توی مصاحبه چند ماه پیش من در مورد آینده ، فیلم ، کتاب ، جامعه ، برنامه های زندگی گفت ... بی خیال هم نمی شد ... انگار خوشش اومده بود و یادش رفته بود من یه کلاس SI عادی میخوام برم ... اینقدر سوال پرسیدن نداره داداش !
پ . ن : هر بار که کلاس CAE تموم می شه از شدت یادگیری شدید مخم احساس متورم شدن بهش دست می ده ... وقتی که یه کلاس CAE توی تهران باشه بهتر از اینم نمی شه ... از اتمسفر 8 نفری کلاس خوشم می آد !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org