Runs off


یکی از این خدمتگزاران ملت شریف ایران اومده بود توی تلویزیون ... می گفت برای صرفه جویی انرژی تحقیق کردیم بین ساعت 12 تا 2 مصرف کننده ها زیاد مصرف نمی کنن و ما این ساعت ها رو انتخاب کردیم برای اینکه برق رو قطع کنیم که نه کسی اذیت بشه و نه ما برق و انرژی کم بیاریم ... فکر کردم دیدم که چه خوبه که تا الان این صرفه جویی خرکی پاش به محله و خونه ما باز نشده ... که امشب باز شد و اینا یادشون رفته بود که توی تحقیقشون من رو لحاظ کنن ... !!! ... حالا همین امشب که من نه خوابم می آد نه تمایلی دارم برای خوابیدن ... بعلاوه اینکه کلی هم کار داشتم برای سر و سامون دادن ... هنوز ژنتیک روی هواست ... علی که داره از میشیگان پذیرش می گیره و رفتنیه ! ... تقصیر این حمید شد که برای یه ژورنال داورش کردن و من هی دارم موضوع رو عقب می ندازم ... باید روزهام رو به 7 قسمت تقسیم کنم ، - درسای دانشگاه ، - مقاله X ، - مقاله Y ، - کتاب Z , - کلاس دکتر ، - CAE ، - خوندن برای تافل ، - تدریس توی دانشکده ... هشت تا شد ! ... اگه بخوام بگم بیشترم می شه ... حالا که برق نیست بهتر بهش فکر نکنم ... و اما برق !!! ... صد رحمت به این باطری ها که حداقل ما رو از این جور راه حل های خرکی مسئولان مملکت موقتآ نجات می ده ... و برای خط های تلفن با برق کار نمی کنند یه شکر دیگه واجب می شه ... هنوز محلهء ما تنها محله تهرانه که ADSL نمی فهمه !!! ... شکر قبلی با این کفر در می شه ! بی حساب می شم با خدا ... توی یه فیلم ، وقتی که داستان توی یه کافه ادامه پیدا می کرد از آهنگی که توی کافه گذاشته بودن خوشم اومد ... رفتم توی wikipedia و google ! ... با یه خط قابل فهم ، اسم آهنگ و خواننده رو پیدا کردم ... search کردم برای دانلود ... کلی آدم اومده بودن و comment داده بودن در مورد خاطرات خوبی که با این آهنگ داشتن ... از هر جای دنیا ! ... یه کامنت آخرش بود ... یه دختر برزیلی اومده بود هر چی بد و بیراه بلد بود نثار آهنگ و کامنترها و خواننده و از همه مهمتر a.s.s.ho.le دوست پسرش داده بود که با یه دختر دیگه اون رو دیده بود و از بد روزگار این آهنگ رو هم توی اون رستوران گذاشته بودن ... منم با هر فحش دختره از اون سر دنیا دلم رو گرفته بودم و می خندیدم ... خدا ما رو به این بلا دچار نسازه ، آمیــــــــــــــــــن ! ... چه دنیای کوچیکیه ! ... دیگه بهش دهکده هم نمی شه گفت ... یه دختر ایرلندی یه چیزی می خونه ، یکی توی آمریکا یه فیلم می سازه ... ده هزار نفر از اروپا و امریکای شمالی ، ژاپن و چین و ایران ( این منم !!! ) آهنگ رو گوش کردن و توش یه حس مشترک دارن ، بعد یکی پیدا می شه از برزیل حس همه رو با تجربه شکستگیش می شوره می ذاره کنار ... بفرما ! ... باطری زبون بسته این هم داره تمام می شه ... انگار جدی جدی باید شروع کنم راه حل پیدا کردن که چطوری می شه توی تاریکی ناشی از صرفه جویی از وقتم استفاده کنم ... همچنان خوابم نمی آد ! برای اینکه می خوام این 4 ساعت خواب در شبانه روز رو تغییری ندم تمایلی هم ندارم بخوابم ... از اونجایی که 7 می خوام بیدار باشم ، 3 خوابیدن کفایت می کنه ... حالا چطوری می خوام توی تاریکی این 1 ساعت رو بگذرونم باید برم فکر کنم ...

پ . ن : وقت کردم متن این آهنگ ایرلندی رو می ذارم ... تا آخرین Cell پر باطریم دارم کار می کشم از این ... الان که زده 6 Min دیگه وقت دارم بزنم به برق ... نمی فهمه تمام کوچه و خیابون تاریکه ، من بگم برای این برق می خوام ؟ ... دیر یا زود می ره هایبرنیت میشه ... آپ کنم و خلاص !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org