Ice shit

سرما زده همه چیز رو منجمد کرده ... می گن به بچه بخندی از سر و کولت می ره بالا همینه ! ... اولین برف که اومد گفتیم " آخی ! اولین برف هم اومد " ... برف دوم شب کریسمس بود ... گفتیم " چه جالب ، چه حالی می کنن ارمنی ها و مسیحی ها که شب کریسمسشون برف داره می آد و می شینه " ... برف سوم هم اومد و نشست و باز ما خندیدیم و مسرور شدیم ... اما زود آب شد ! ... برف چهارم که اینقدر اومد و همه جا رو پوشوند ... هنوز آب نشده یه برف دیگه ... اینطوری می شه که برف از سر و کول آدم می ره بالا ... هر بار بدتر از بار قبل ! ... حالا هر دفعه که از آسمون برف می آد من صدای غرغر کردنم بلند می شه ... بسه دیگه عزیزه من ... بی خیال شو جونه بچه ات ... از کار و زندگی ما رو انداخته ... برف خودش خوبه اما وقتی که آب می شه مصیبت ها شروع می شه ... یه ذره هم با نمک هایی که پاشیدن و کثیفی ماشین ها و خاک و خول قاطی بشه ، چنان آش شله قلمکاری می شه که بیا و ببین ... دیگه اون روز نیاد که این معجون یخ هم بزنه ... قوز بالا قوز ! ... من به شخصه از خوشحال شدن برف اومدن استعفا داده به شدت علاقمند آفتابی شدن اوضاع و آب شدن هر چه سریعتر این خرتوخری می باشم ... سرما زده همه چیز رو منجمد کرده ... مخ من رو هم همینطور ! ... به شدت برای ترم جدید احساس خطر می کنم ... خطر ؟؟؟ ... خطر که قسمت خوب قصه ست ... چند وقتیه که می خوام خودم رو از این وضعیت نوشتن رها کنم ... قبلآ ها به پیرامون خودم اینقدر خوب نگاه می کردم که انگار نوشته های مجسم من هستند که اطرافم تکون می خورن ... الان ! افتضاح تر از همیشه ... هیچ فکری نمی کنم وقتی بهترین سوژه برام اتفاق می افته ، حتی اگه توجهم رو هم جلب کنه برای همون لحظه می بینمش ؛ موقع نوشتن هیچی نمونده ازش ... آدمها چند دسته ند : - یه دسته که بی خیال هستند و خوابن ، کسایی که اصلآ کسی رو نمی بینن ... - دسته دوم بیدارن ولی درازکش لم دادن و بقیه رو نگاه می کنن ... - سومی ها نشسته اند ، مردد هستند که دراز بکشن یا اینکه بلند بشن ... - آدمایی که ایستادن دسته بعدی رو تشکیل می دن ... اینا برای اینکه روی پای خودش ثابت ایستادن بهترین تصویر رو از اطرافشون دارن ... اما دسته آخر ، کسایی که اینقدر نگران زندگی می کنن که به ایستادن اکتفا نکردن و هی بالا پایین می پرن برای دیدن دورترها ! آخر هم معلق می شن و توی هوا چرخ می زنن ، هیچ تصوری از اینکه الان توی چه وضعیتی هستند ندارن ، دلشون خوشه که از ایستاده ها بالاتر هستند اما دسته کمی از جماعت خواب و خفته ندارن ... این ها رو خودم کشف کردم ... از اکتشافات این چند شب بیدار بودن و نخوابیدنه ! ... کی بود ؟ ... چنان هوس رقصیدنی کرده بودم که فقط خودم از شدتش خبر دارم ، خدا هم این عطشمون رو درست و حسابی رفع کرد ... تازگی ها داره از رقص های دو نفره خوشم می آد ... منظورم رقص های کلاسیکه ... Salsa ، Mamba ،Tango ، Rumba ، Swing ، Fox Trot ، Cha Cha ، Waltz ... رقص های اینطوری خیلی چیزا رو به آدم یاد می ده ... سر فرصت بازش می کنم ... الان مخم یخ زده ! ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org