Hey you , Blah Blah !

دیشب نه ، دیشب ترش دیگه شورش رو در اووردم ... اگه هوا روشن نمی شد حواسم نبود که شب تموم شده و روز اومده و باید من خوابیده باشم ! ... از ساعت 6 تا 8.30 خوابیدن هم کفایت می کنه ... اما فردا شبش ، یعنی می شه دیشب خودم رو به زور ساعت 3 خوابوندم ... با شمردن کارای امروز ... رفتم دانشگاه ! الکی الکی داشت داستان انصراف دادنمون به واقعیت تبدیل می شد ... رفتم دانشگاه ؛ اینقدر فک زدم که کف کردم تا انتخاب واحدم تموم شد ... به این صنعت ادبی می گن جناس به قلب ! فک ، کف ... اینقدر موثر بود که به من انصرافی گفتن نمی خوای وام بگیری ؟ ما هم دیدیم وام و سنگ و گنجیشک همشون رو هم مفتن !! پروندم بلـــــــــــــــــــــــــــــه !!! ... کارم ردیف شد ... ادبیات من یه زمانی با امام محمد غزالی برابری می کرد ... قبل از اینکه مخمون پر از ریاضیات دوران مهندسی و انگلیسی های کمبریج بشه و پول و سرمایه ارشد Finance بشه ... بالاخره صنعت ادبی اندازه بقیه صنایع شیکم سیر کن نبود ، اونم شکم ما رو ! ... شکمم پیش کش ؛ یه ذره دارم فراموشی های ناگهانی می گیرم ... نمی دونم از مشغولیت زیاده یا از بالا رفتن سن !؟ حتمآ دومی ه ! ... دیروز صبح که خمیر ریش رو بجای خمیر دندون زدم ... امروزم توی سالن ارایشگاه تمام مدت داشتم به این مسئله فکر می کردم که الان کارم تمام می شه و می رم بیرون از مغازه و بعد می رم از پاساژ بیرون ؛ تا اینجاش مشکلی نداشت ، مورد مسئله ساز این بود که ماشین رو کجا پارک کردم ؟؟ ... وقتی داشت با بورسش دور یقه ام رو پاک می کرد یادم اومد ماشین کجاست ... بلاانقطاع هم داره بالا سر من حرف می زنه نمی ذاره تمرکز کنم روی ماشین ! ... موبایل یکی پشت سرم زنگ می زنه ... دیـــــــــــــرینگ ددددددیرینگ ... آدم یاد تلفن هایی می افته که باید دستگیرش رو بچرخونی تا کوک بشه وصل بشه تلفن خونه ... از همونایی که یه دهنی ثابت داره و باید گوشی رو با دست بچسبونی در گوشت ! ... آقای آرایشگر هم اندر مزایای زنگ های اصل تلفن ، هر چی می تونست به کسایی که زنگ دیدیری دیشی می ذارن پروند ! ... خدا خدا می کردم که کسی بهم زنگ نزه ، گوشیم شروع کنه Hey you , Heyyyy you کردن ... راهنمایی که بودیم ، یه تاکسی یه نواری می ذاشت از شجاعتش همه حال می کردن ... جرات داشته و ضبطش روشنه ! ... سالن آرایشگاه هم موزیکی علم کرده و من رو یاد راننده تاکسی های 13 سال پیش انداخته ... خوبم هست ، موهای آدم وقتی دارن چیده می شن زیاد درد نمی کشن ...

پ . ن : به سلامتی هر کسی که feel me !

Hey you, out there in the cold
Getting lonely, getting old
Can you feel me?
Hey you, standing in the aisles
With itchy feet and fading smiles
Can you feel me?
Hey you, dont help them to bury the light
Dont give in without a fight.

Hey you, out there on your own
Sitting naked by the phone
Would you touch me?
Hey you, with you ear against the wall
Waiting for someone to call out
Would you touch me?
Hey you, would you help me to carry the stone?
Open your heart, Im coming home.












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org