bitter irony

مثل تمام چیزایی که اوج می گیره و اوج می گیره ، می ره بالا و بالاتر ، تا آخرش ، می رسه به قله !! بعد از اون انتها می افته پایین و تموم می شه ، اینم همونطوری شد ... یعنی جوری سقوط کرد که هیچی ازش نموند ... انگاری هیچ وقت هیچی نبوده و نیست و نخواهد بود ... این طرز حرف زدن رو از توی فیلم ها یاد گرفتم ... یکی یه چیزی گفت " آدما هر چی بیشتر پست های مهمتری توی زندگی پیدا می کنن ، با اشتباه های کوچکتری تمام وجهشون می ره زیر سوال ! " ... این داستان فقط برای پست و مقام نیست ، حتی این مسائل برای مردم عوام زیاد مهم هم نباشه ... کافیه وارد حیطه خصوصی مردم بشه تا اون وقت اثرات به مراتب بدتری پیدا کنه ... کوچکترین لغزش هم ارزی کامل داره با ترکیدنه !! ... بگذریم ! اصلآ شاید اگه دقیق بشم می بینم که چیزی نبوده که بخواد بترکه ... همینطوری واسه خالی نبودن عریضه یه چیزی نوشتیم ... یه اتفاق مسخره هم افتاد امروز که هیچی از اعتماد بنفس واسمون نذاشت ... البته الان که بهش فکر می کنم ناخودآگاه از خودم توی اون لحظه خندم می گیره ... تا بحال ، توی این عمر گذشته یادم نمی آد توی همچین شرایطی قرار گرفته باشم و کسی بدون اینکه خودش هم بخواد یا خبر داشته باشه حال اعتماد بنفسمون رو گرفته باشه ... بازم خندم می گیره ! ... اصلآ خواستم title این پست روبذارم shattering ! ...به قول دکتر" یعنی اووووووونجوری ! " نشوندمون سر جامون ... فرض می کنم منم کم نیوردم و ادامه دادم ، بقیه دیدن ادامه دادنم رو ، ولی همین که من می دونم بسه ! ... :)) ... این قدیمی ها عجب کلامی نغزی داشتند ، اینکه گفتن " از هر دست بدی از همون دست هم می گیری !! " ... حالا جای پاچه گیری باید بشینیم ترمیم بقایای مونده ... راسیتش اونقدر خوردیم که ملـــــــــــــــــــس شدیم ... امتحانش ولی مجانی نیست ... باید pay the price کنی ، داداش ! ... اون بنده خدا هم بهاش رو پرداخت ... اما نمی دونم چرا من به له شدن اعتماد بنفسم هنوز می خندم ... فکر کنی می بینه خنده هم داره ... یاد یه شعری افتادم " عمومک مورچه داره ، بشین پاشو خنده داره !! " ...

پ . ن : اصلآ هم بشین پاشو خنده نداشت ...
پ . ن : یه پسر 24 ... 25 ساله اینقدر داره که این چیزا تفریحه ! ... امروز تفریح کردیم .

پ . ن :
Paper bags and angry voices
Under a sky of dust
Another wave of tension
Has more than filled me up
All my talk of taking action
These words were never true

Now I find myself in question
They point the finger at me again
Guilty by association
You point the finger at me again

I’m gonna run away, and never say goodbye
I’m gonna run away and never wonder why
I’m gonna run away and open up my mind


I wanna run away
Never say goodbye
I wanna know the truth
Instead of wondering why
I wanna know the answers
No more lies
I wanna shut the door
And open up my mind


پ . ن : I wanna run away and open up my mind ...
(Repeat until end)












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org