sink my teeth into

"وقتی می گی پاچه می گیرم یعنی اینکه صدات اصلآ در نمی آد و کاری به کار کسی نداری ." ... این رو هر کسی که وضعیتم رو خوند بهم گفت ... خب ، حرف راست هم جواب نداره ...بهترین مدل پاچه گیری هم همینه ، اینطوری هم بقیه می فهن که یه مشکلی هست که مثل همیشه نیستی ، هم کسی دیگه سر به سرت نمی ذاره که مجبور بشی جدی جدی بری توی نخ پاچهء کسی ... اولین نفری که پاچش گیرم می افته و نزدیکترین پاچه ست ، ماله خودمه که جویدنش من رو ساکت نگه می داره ...دیگه کاری به کار پاچه های بی آزار اطرافم ندارم ... پاچه خودم حرف نداره ، من رو سرگرم می کنه ... اما امروز بالاخره صدای خونه از این همه ساکت بودنم در اومد ... نمی دونم !!! من ساکتم ، چرا بقیه در عذابن ! کاری بهم نداشته باشن بهترین کمک رو می کنن ... خودم بلدم تمام مشغولیت ها رو راس و ریس کنم ولی امان از وقتی که جدی جدی پا روی دمم بذارن ... القصه اینکه امروز جنگیدم ... امروز روز خوب زمستانی و آقتابی خود را با جنگیدن در خانه پدری شروع کردم ... اونم با چنگ و دندون !!! .... برای تنوع بخشیدن به فضای دوستانه خونه گاهی همچین چیزایی هم واجب کفایی ه !! ... محیط آرامش بخش خونه کسل کننده نمی شه ... بازم نسبت به خیلی از درگیری های خانوادگی ، ملایم بود ... اصلآ بگو مگو هم به حساب شاید نیاد ... اصلآ داشتم به این فکر می کردم چرا باید سربازی معاف باشم که الان موهام رو از ته نتراشیده باشم ؟ ... اصلآ چرا باید ارشد قبول بشم که الان نرم سر کار ؟ ... اصلآ چرا نباید اصفهان ارشد نخونم که از این شهر و هر چی توشه یکی دو سالی دور باشم ؟ ... و هزارتا اصلآ چرای دیگه ... بعد از کلاس CAE برگشتم خونه ، همچنان بدون یه کلمه حرف اضافه ، خاصیت زمان هایی که پاچه می گیرم ... باید اعتراف کنم آشپزی جزء لذت بخش ترین کارهایی که آدم رو به خودش مشغول می کنه ، مخصوصآ وقتی یه غذای خوشمزه آماده خوردن باشه ... امروزم خودم رو شرمنده دست پختم کردم ... فقط یه کم رب زیاد زده بودم ، قرمزیش توی چشم می زد ... انگار داری خون می خوری ! ... اما خوشمزه بود ، دوسش داشتم ... غذا داشتیم ، ماهی بود فکر کنم ... فقط برای اینکه سرگرم باشم ترجیح دادم خودم یه چیزی درست کنم ... بغیر جنگ صبح تا الان باز آروم موندم ... دیگه باید فردا همه چیز به حالت اولش برگشته باشه ... خودکنترلی همیشه بهترین راه حله ... !!! ... بهترین راه .

پ . ن : چقدر پاچه پاچه کردم !!! ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org