If Only

امروز بعد از سه سال ، و حتی هم بیشتر ... بالاخره این فیلم "If Only" رو دوباره گیر اووردم ... محشر ترین فیلمی که می تونه کسی رو به فکر این بندازه که می شه کسی رو دوست داشت ... من اعتراف می کنم که بهترین حسی رو که توی یه فیلم تا حالا داشتم با صحنه ها و دیالوگ های این فیلم داشتم ... حتی حاضر بودم برای DVD یی که گرفتم 10 برابر بیشتر پول بدم اما همیشه توی آرشیوم روی تمام فیلم ها باشه ... هر چی بگم کم گفتم ... فیلم برای سال 2004 ه ، راستش اونقدرا هم بازیگرای خیلی تاپی هم نداره ، اما یه چیزیه که دیدینش تا هزار بار هم می ارزه ... ولم کنی تا خود فردا صبح در مدح این فیلم حرف دارم بزنم ... یه مدل جلسات هست که من اسمش رو گذاشتم "جلسات تخلیه" ... یعنی آدم رو دعوت می کنن به بهانه رسیدن به توافق برای قرارداد ، تمام اطلاعات حیاتیش رو راجع به مشکلشون ازش می پرسن ... یه جوی رو هم درست می کنن که معمولا چون افراد بالانشین سازمان توش هستند آدم نمی تونه به این راحتی ها از زیر جواب دادن به سوال های پیاپی در بره ... ما هم داشتیم می افتادیم توی همچین هچلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ! ... که امروز از زیرش به بهترین حالت جستیم ... به خودم افتخار می کنم خلاصه !!! ... گذاشتن دست آدمایی که همه ازشون بخاطر زرنگیشون می ترسن توی چیزی به اسم پوست گردو مباهات هم داره ... من که راضی ام !!! ... نه دشمنی ، نه دوستی ! ... به قول معروف " ما را به خیر تو امیدی نیست ، به ما شر مرسان " ... یا شبیه این ! ... آخرشم حافظا ! ... ختم بخیر شد ... می تونم حدس بزنم بعد از چند ماه چه اتفاقی می افته ! ... حالا وقتی افتاد می گم ... آینده اینطوریه ... هر بار بهش نگاه می کنی عوض می شه ، برای اینکه بهش نگاه کردی و دیگه آینده نیست ...


پ . ن : من هنوز توی حس خوب دیدن دوباره فیلم"If Only" بسر می برم ... در دوران "He Loved Her Like There Was No Tomorrow."












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org