Cheese

- اون یارو پسر رو می بینی ؟
- کدوم ؟
- همون که کنار صندوق ایستاده .
- آها ... اره !! خب ؟
- کاپیتانه !
- هه هه ! کاپیتان چی ؟ تیم ملی کبدی ؟
- نه بابا ؛ هواپیمای دو موتوره ...
- زبیـــــــــــــــنا !

پ . ن : ببینم اگه منم مثل محمد و فخی لینک اینجا رو می ذاشتم توی 360 چه اتفاقی می افتاد ؟؟ ... هیچی نمی شد ! اما می دونی ... مممممم ... این چیزا یه چیزی می خواد که ما بهش می گیم "چیـــــــــــــــــــــــــــــــــــز !!!" ... من یه چیز می خوام ... فخی رفته سربازی ! ... برای اولین بار دلم خواست که منم این کفالت رو نگرفته بودم و می رفتم ... تا حالا اینقدر دوستی رو دور ندیده بودم ... هر روز یادش می کنم ... موندم چطوری رفتن بقیه رفقا رو تحمل می کنم ... چطوری رفتن خودم رو به گردن می گیرم ! ..

پ . ن : روزی دو جین مرتبه از دفتر گوشیم زنگ می خوره و عملآ براشون Mobconference می ذارم ... هر فقره هم مثل این می مونه که از پشت تلفن بخوای Oracle بریزی ! ... وقتی با کار کردن غیابی ت موافقت می شه ، همینا رو هم داره ! ... خودمم باورم نمی شه چطوری با اون همه شرایط سختم موافقت کردن ... مونده این پول ناقابل ! اون رو هم OK بدن تمومه ! ...هنوز روی هوای ایم ! و هر لحظه ممکنه کله شقی کنم و بزنم زیر تمام کاسه کوزه های فوت شده و فوت نشده ... 3 سال پیش دوستمون اسپانیولی می خوند که ما یه کم یاد گرفتیم ... الان توی کلاسای CAE استاد زبان آلمانی بهشتی هر روز می شه partner ما ...اینقدر آلمان بوده ، شده خوده خوده Stephani !! ... یه روز اومدم آختن باختن کردم بدونین از کجا آب می خوره !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org