من باید می رفتم توی سیرک کار می کردم

من باید می رفتم توی سیرک کار می کردم ... اونم قسمت رام کردن شیر و ببر و پلنگ !! و از این جک و جوونورها ... بهشون یادم بدم که وقتی ازشون خواستم روی زمین قلط بزنن ... دستم رو بردم بالا روی دوتا پاشون بیاستند ... سوت زدم نعره بزنن ، از توی حلقه آتش بپرن ، روی پشت هم سوار بشن ... خلاصه قسم کارها ... متخصص برای رام کردن هر مدل آدمیزاد ... توی جلسه امروز چیزی بهم پیشنهاد داده شده و شاید به نوعی خواهش شد که تنها راه بود که همین جا ادامه بدم کارم رو ... فکرش رو نمی کردم قبول کنن واسه همین اصلآ خودم رو ضایع نکردم که پیشنهاد دهنده من باشم و ضدحالش برای ما باشه خدایی ناکرده ! ... هنوز امضاء قبول استعفا خشک نشده یه موضوع جدید پیدا شد ... اونم با این شرایطی که اونا برام گذاشتند : " هر ساعتی دوست داری ، هر جایی که دوست داری ، هر وقتی که مناسب می بینی ، روز تعطیل یا کاری ، شب یا روز ، هر تعداد ساعت ، هر مدت ماه ... " ... آدم رو شرمنده می کنن که قبول کنه یا نکنه ! ...


پ . ن :
به شيطان گفتم : « لعنت بر شيطان !! » ... لبخند زد ... پرسيدم : « چرا مي خندي ؟ »
پاسخ داد :« از حماقت تو خنده ام مي گيرد. »
پرسيدم : « مگر چه كرده ام ؟ » ... گفت : « مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام. »
با تعجب پرسيدم : « پس چرا زمين مي خورم ؟! »
جواب داد : « نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي . نفس تو هنوز وحشي است ؛ تو را زمين مي زند.»
پرسيدم : « پس تو چه كاره اي؟ »
پاسخ دا د: « هر وقت سواري آموختي ، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد ؛ فعلاً برو سواري بياموز » ..........












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org