بازگشت به دنیای عیونه خودمون

بازگشت به دنیای عیونه خودمون ! هر کی می خواد بدونه ... بهترین اسمی که می شه برای این روزهام بذارم اینه که برگشتم به روزگاری که سر و تهم رو می زدی همش توی گوشم آلبوم های داریوش بود و هر چی توی مخم می گشت شعرهاش بود ... هر کی گفته آدما برمی گردن به همون چیزی که بودن و همه یه سیر بازگشت به خویشتن رو داریم گل گفته ... دیروز سر کلاس بهشتی تماسی دریافت شد ، که Reject کردیم و msg دادیم "شرمنده 1 زنگ می زنم که کلاس تمام شده." ... 1 زنگ زدم که Reject شدم و msg گرفتم "شرمنده 5 زنگ می زنم که کلاس تمام شده " ... بالاخره دل به دلدار رسید و تونستم بفهمم کی بوده که 6 ساعته قائم موشک دارم باهاش بازی می کنم ... خلاصه اینکه پیشنهاد بهمون شد بریم و 15 ساعت مدیریت مالی درس بدیم ... بالاخره دانشگاه تهران درس خوندن یه فرقی باید داشته باشه ... کم کم باز داره فراتر از حد انتظار سرم شلوغ می شه ... عین همون وقتی که باید خودم آگاهانه ترمز کنم و بعضی چیزها رو cancel کنم و حواله کنم به بعد ... البته هنوز ساعت دقیقش مشخص نیست ... برای همینه که نمی دونم با کلاس CAE تداخل پیدا می کنه یا با TS ... شایدم با کارای Feild ... یا یحتمل با کلاس بهشتی و با کلاس های قریب الوقوع تهران ... می مونه روزهای شیرینی که توی تقویم قرمز نقاشی شدن ... که اونم به ملی می گذره برای صرف ، یه کلوم toefl و اگه پیش بره GMAT و دو کلوم Corporate Finance بی زبون !... ملی که چه عرض کنم ، بهتره بگم پارک ملت ! یا شایدم باشگاه انقلاب ... یا حتی ایران زمین ! ... پارک ملت برای اینکه همه توی تالارها دارن قدم می زنن ، باشگاه انقلاب واس خاطره اینکه هر کی داره جنس مخالف بازی می کنه ... ایران زمین هم قسمت پارکینگشه که ترقی از آسفالته شده شوسه ... این بود بازگشت به دنیای عیونه خودم ...


پ . ن : دنیای ما خار داره .. بیابوناش مار داره ... هر کی باهاش کار داره ... دلش خبردار داره ...
دنیای ما همینه ... بخوای نخوای ، اینه !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org