هنوز وقتی یادم به فوت

هنوز وقتی یادم به فوت قیصر امین پور می افته غم من رو می گیره ، یکی ندونه فکر می کنه کمه کم توی دانشگاه استادم بوده ... ولی دست خودم نیست !! ... شعرهاش رو که مرور می کنم بدترم می شم ... نسبت به یه آدم غریبه تا حالا این حس رو نداشتم ...

گفتن نهار چی می خورین ؟ امروز شنیسل مرغ داریم و قرمه سبزی ! .... من شنیسل گفتم و آقای الف از طرف خودش و خانم جیم قرمه سبزی ... خیلی تعجب کردم که این چه طرز سفارش دادنه !! ... دیگه هر کسی می دونه که شنیسل کجا و قرمه سبزی کجا ! اما گفتم حتمآ اینا که 4 ساله با هم همکار هستند سلیقه و ذائقه همدیگرو بهتر می شناسن ... آقا !!!!!!!! ... وقت نهار و نماز شد ... اما از اونجایی که توی شرکت هر کسی بت خودش رو می پرسته وقت نهار شد ... غذاها رو اووردن ! ... چشمای آقای الف وقتی که دید شنیسل مرغ این ریختیه بینهایت خنده دار شده بود ... هی می گفت : " چه جلب ، چه جلب !! " ... عکس العمل خانم جیم که دیگه غیر قابل وصف بود ... از اونجایی که مدت زیادی نیست باهاشون همکار شدم نمی شد غذاها رو share کرد ... در همین حد تعارف و برداشتن یه سیب زمینی سرخ کرده قضیه تموم شد ... شنیدم که مسئول سرویس رستوران گفت : " بغیر از 3 تا قرمه سبزی همه شنیسل بودین دیگه !! " ..

پ . ن : قرمه سبزی شماره 3 برای دربون پیر شرکت بود که معده اش حتمآ به قرمه سبزی و غذاهای ایرونی سازگار بود ! ...




نظرات

:)... من دلم شنیسل خواست الان.... :دی... فکر کن وقتی داری با لپ تاپی که کادو گرفتی کار میکنی شنیسل بخوری... چقدر لذتبخش میشه :دییییییییییییییی

: )))))) .... !!!!!

بعد اونوقت این شینیل؟ شنل؟ شینسل؟ شینسه؟ شسنلی؟ شنلی؟ اه! همینی که می گی یعنی چه؟؟؟؟
:-"

عجب...









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org