وقتی هوا به سردی می زنه

وقتی هوا به سردی می زنه ، یه سوزی می آد ، یه برگی می افته ، یه بارونی می زنه ، یه کلاغی صدا از خودش در می کنه ، یه روزی کوتاه می شه ، هوایی ابری می شه ، یه خورد شدنی زیر پا حس می شه ، و هر اتفاقی می افته که معنی این رو می ده که پاییز اومده خیلی حال می کنم ... مهر که زیاد اثری ازش نداشت اما آبان داره تلافی می کنه ... و منم همش یاد شعرهایی می افتم که سیاوش خونده ... یاد کلی خاطره تلخ و شیرین که مسلمآ خواهان نگهداری اون قسمت های شیرینش هستم ... با خودم قرار گذاشتم که تلخی نداره ، هر چی هست شیرینه ... فقط شاید بشه گفت که از شیرینی شکرک زده !!! همین و بس ... حالا موضوع خاطراتش نیست ... نفس پاییزه ! ... همین سلطان فصل ها که به نظرم بهترین لقبی که می شه براش گذاشت ... زیاد در مورد این فصل مغرور حرف نمی زنم که گندش بیشتر از این در نیاد ... الان که داشتیم چرت می زدیم و جای خواب خرگوشی بهار ، خواب خرکی پاییز ما رو گرفته ... اما همین نوشتن بی سر و ته هم پروندش ..

پ . ن : به شدتم دنبال Full Album پینک فلوید هستم خیلی خیلی زیاد! زمانی که داشتیم قدرش رو نداشتیم ... این که خیلی پیش پا افتاده ست ، بود و نبودش سرنوشت کسی رو عوض نکرده ... از وقتی که فهمیدم ، چیزی که دارم یه روزی آرزوم بوده و ممکنه آرزوی کسی هنوز باشه ، دیگه غرغر نمی کنم ... با این حال سر حرفم هستم ، اینجا یه مریض بدحال هست ... ثواب داره ... !!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org