فاني رفته ديروز محضر چك و سفته امضاء كنه

فاني رفته ديروز محضر چك و سفته امضاء كنه ... براي چي ؟ ... براي اينكه پس فردا كه خدايي نكرده يه بلايي سرش اومد و ديگه نتونست درد اين جماعت دردمند رو دوا كنه بازماندگان تمام ضرر و زياني كه دولت محترم متحمل شده رو تا قرون آخر اونم دو سه برابر تقديم كنه ... ديشب رفتم از داروخانه سر دوراهي قلهك يه ورق آموكسي سيلين گرفتم و يه بسته تيغ ! ... صندوق پول مي ريزم و رسيد رو مي دم و كيسه رو از روي ميز پذيرش بر مي دارم و مي آم خونه ... شب صبح مي شه و مي خوام يه كم لبه موهام رو كه بلند شده مرتب كنم ... مي رم سراغ تيغي كه خريده بودم ... بسته تيغ ها باز شده و تيغ ها نصفه ست ... امروز رفتم دم انستيتو ! ... توي كوچه دور زدم و اومدم بيام توي خيابون اصلي كه يه سرباز صفر جلوم رو گرفته كه ورود ممنوع اومدي ماشينت رو مي خوابونم ! .. بهش مي گم بايد جريمه كني ! از كي تاحالا جريمه ورود ممنوع اومدن خوابوندنه ؟ ... - تو مي خواي 25 تومن بدي ؟ يه جوره ديگه حلش كن ... دو تومن مي ندازم توي صورتش و مي رم ... سوار تاكسي مي شم ؛ مسيري كه تا ديروز 200 تومن ، نه ! فوق فوقش 250 مي گرفتن امروز 400 تومن طلب مي كنه ... حالش رو ندارم بهش بگم حروم خور! ... همه عالم و آدم عزمشون رو جزم مي كنن كه بكنن توي پاچهء ما ! ... از دكتر داروخانه بگير تا سرباز صفر و مسئول تعيين سطح آريانپور و خلاصه همه و همه ! ... وقتي بي قانوني توي يه جامعه بيداد كنه همه چيز بر مي گرده به وجدان آدم ها كه چطوري با هم سر كنن ... امان از وقتي كه بي وجداني هم بيداد كنه ...

پ . ن :
به كجا رسيده كه عمو سر افطاري مي گفت " برو و پشت سرت رو هم نگاه نكن " ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org