من از روزهای تعطیلی

من از روزهای تعطیلی که فرداش هم تعطیله و فردای فرداش هم تعطیله ؛ حالم بهم می خوره ... دوست دارم برم بیرون و تا پسون فردا برنگردم خونه ... تنهایی توی خونه تهوع آوره اونوقت ... مشکل 36 ساعت توی یه چاردیورایه ... به همین راحتی می شه آدم حالش کون فیکون بشه ... ملی رو هم دارم سم پاشی می کنن توی این وضعیت ... یکی نیست بهشون بگه ننت خوب بابات خوب ... بذار یه روز دیگه که مملکت توی خماری یه کم تحرک و برنامه داشتن نباشن ... اصلآ اونجا مگه چی داشت که باید سم براش بزنن ... حتمآ کرم ملی داشته که باعث می شه هر کی پاش رو اونجا بذاره همش ویرش بگیره که بیاد ملی درس بخونه ... البته اون که بهانه ست !!! ... همین الان به سرم زد که تا دیر نشده یه زنگ بزنم به کیوان و باهاش یه کم حرف بزنم ... همون رفیقی که گفتم MBA می خونه ... من به شدت دلم هوای آزاد می خواد ... هوای سرد پاییزی آزاد !

پ . ن :
دکتر وزیری سر کلاسش با اون لهجه بامزه انگلیسیش گفت کی می دونه MBA روی چی Stand می کنه ؟ ... " Married But Available " !!! ... با مزه بود من Minimum Brain Activity رو شنیده بودم ... یه شنبه توی شریف کلاس داره ... نمی تونم برم برای اینکه امتحان مالی دارم ... البته بخاطر همین امتحلن مالی کلاس زبان رو هم نمی تونم برم ... به این می گه برنامه ریزی دقیق برای جلوگیری از همپوشانی و تداخل !!! .. زکــــــــــــــــــــــــــــی !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org