چشش نکنم بعد از تقریبآ یه سال

چشش نکنم بعد از تقریبآ یه سال داره این pc ما یه نفسی می کشه و می شه اسمش رو کامپیوتر گذاشت ... دقیقآ همون موقع هم داه سر به راه می شه که دارم پایین بالا می کنم اگه بخوام لپ تاپ بخرم ، چی بخرم و کی بخرم ... بالاخره تمام کلاس های مالی تموم شدن و من دارم بعد از 5 ماه یه چیزایی یاد می گیرم ... طبف عادت این 5 ماهه تا می رسم توی کلاس می پرم و کولر رو تا آخر روشن می کنم که بگرده اما دیروز تازه فهمیدم دیگه با خنکیش کیف نمی کنم ، بلکه می زنه توی ذوقم و لرزم می شه !! ... خاموش که کردم فهمیدم بابا هوا داره سرد می شه ... باز باید توی خونه جوراب بپوشم ! البته با همو شلوارک و تی شرت که همیشه تنمون بود ... پای آدم که گرم باشه انگار تمام جونش گرمه ... پارسال شبای قدر هر سه تا بارش رو رفتم ... با اینکه از ملی برمی گشتم و خیلی خسته بودم ... اما امسال تا الان که هر کدومش به یه بهانه پریده ... کلاس بودم ، البته اعتراف هم می کنم که اصلآ حواسم نبود بابا شب قدره امشب ...

پ . ن : خوندم که " بالاترين نشان فرهنگي دولت فرانسه به "شهرام ناظري" اعطا شد . " ... بعضی چیزها برای بعضی از آدم ها عین حق مسلمه ! ... یکیش همین انرژی هسته ای که حق مسلم ملت ایرانه ! ... هـــــــــــه ! ...
پ . ن : اینقدر بلاگ نخوندم که احساس می کنم داره بلاگ نویسی یادم می ره ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org