بعد از كلي تفكر و تامل و بالا پايين

بعد از كلي تفكر و تامل و بالا پايين كردن همه چيز آخر تصميم گرفتم كه حداقل يه سال اول فوق رو از هر چي جريان پول دراووردن هست بيام بيرون ... حالت خاص و استثناء هم داره اونم وقتي كه خود استادا پيشنهاد بدن ولي در غير اينصورت نمي خوام كارفرماي غيردانشگاهي داشته باشم ... اينطوري فقط خودم رو دم خور يه سري آدم كردم كه به مي خوان از شرايط دانشجويي و تا حدودي پارت تايم بودن آدم حداكثر استفاده رو ببرن ... يه ذره كه نه خيلي سخته كه بخوام اينطوري بگذرونم ... مشكل نياز مالي نيست ؛ اما بالاخره براي خودش هم يه پولي حساب مي شه و يه كمك خرجي ! ... مشكل اصلي اينه كه مسئوليت چيزي رو ندارم و خودم رو محدود كردم به درس هاي ارشد ... حالا هرچقدر هم كه سنگين باشن ... كلنجار رفتن هام كه نتيجه ترك كار رو داشتن ... يه سال شايدم دو سال درس خوندن زياد ضرر نداره ! ... الان كه با كلاه قاضي فكر مي كنم مي بينم كه كنكور ارشد چيزي بود كه حاضر بودم براش اپلاي كنم برم خارج و دوباره اپلاي كنم بيام داخل ... اما گذرم به كنكوري خوندن دوباره نيوفته ... اونم با تجربه كنكور سراسري كه حالمون رو گرفته بود ... اما بعد از اون مرحله ارزش اين دو سال بيشتر از ماهي 300 ، 400 تومن درآمده ...

مثله اين بچه دماغوها كه دستشون توي دماغشونه و هي خون دماغ مي شن ؛ منم روزي دو بار رو بايد خون دماغ بشم تازگي ها ... اول با ديدن رنگ قرمزش حال مي كردم ... طعم خوبي هم داره خدايش ! ... اما كم كم داره تبديل به يه مسئله مي شه ... يكي به دماغم نگاه كنه خين و خينريزي به پا مي شه .. بس كه اين دماغ ما مويرگاش نازكه ! ... نازي !

پ . ن :
در سکوت و خلوت سحر
پنجره‌ای به روی پرنده باز می‌شود
و افق از بدایت تا نهایت
پرنده را به پرواز می‌خواند
آسمان و درخت بر او آغوش می‌گشایند
و باد
در گوشش
عاشقانه آهنگ رهایی زمزمه می‌کند
پرنده در حسرت پرواز
و پرواز در حسرت پرنده
ای کاش
پرنده در زندان عادت
زبان طبیعت را از یاد نبرده باشد












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org