هـــــــــه !!! ..

هـــــــــه !!! .. بچه که بودم ، وقتی روزه کله گنجیشکی می گرفتم فکر می کردم اگه آدم گلاب به روتون دستشویی هم بره روزه ش باطل می شه ... آقا ما روزه اول بعد از خوردن ناهار پریدیم و قبل اذان یه دستشویی رفتیم اما روز دوم دیگه داستانی شد ... اینقدر دست پاچه بودم که نگو !!! ... الان واقعآ خدا رو شکر می کنم که از اذان صبح تا مغرب مجبور نیستم خودم رو نگه دارم ! ... با یه سری از بچه های ارشد مکانیک تهران رفته بودیم سد ؛ منم نخود هر آش .. ! ... یه راهنما اومد و برامون توضیح می داد ... با کلی کلاس شروع کرد به صحبت کردن و توضیح دادن قسمت های مختلف ... کم کم معلوم داشت می شد که نمی دونه این جماعت از یه دانشگاه و مرکز علمی اومدن نه از یه اداره ساده و برای گردش علمی تفریحی ... خلاصه رفت جلو از سوال ها داشت کم کم می فهمید که انگار اینا یه چیزایی حالیشونه ... " شما از کجا اومدین ؟ " ... " دانشگاه تهران " ... " چه خوب اتفاقآ منم فوق دیپلم آب شناسی دارم ؛ شما چی می خونین ؟ " ... " فوق لیسانس مکانیک سیالات " ... بیچاره خیلی جا خورد ... بد نیست آدم با هر کسی می خواد حرف بزنه قبلش یه پرس و جو کنه که دستش بیاد با کی طرفه ... می دونم همگی کتاب " سنگفرش هر خیابان از طلاست " رو خوندین !!! ... حتی ممکنه اینقدر خونده باشین خط به خطش رو حفظ شده باشین .. اما الحق و والانصاف که هر بار خوندنش یه چیزی یاد می ده ... دیروز صحبت Apply کردن من جدی مطرح شد ... البته برای 2 سال آینده که باید از همین الان شروع کنم به گذروندن هزار و یکی امتحان و رد کردن خوانین متعدد ! ... که بعد از گذروندن تمامشون می رسیم به مرحله کاملآ مجهول ویزا گرفتن که اونم باید پیه ترکیه و قبرس و دوبی رو به تنمون بمالیم ! ... قوز بالا قوز ! ... بابا که همونطوری که انتظارش می رفت مشوق و حامی !! ... مامان اما دو دل که چه عرض کنم ، هزار دل ! ... بالاخره باید یه فرقی بین طبیعت مرد و زن باشه ... حالا من همش پایین بالا می رم که بابا کـــــــــــــــو تا 2 ساله دیگه ... اصلآ کی زندست و کی مرده !؟ ... حالا کی ما رو راه داد !! .. اصلآ حالا من چه تفحه ای هستم .

پ . ن : همینو بگو !! نه ؟












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org