از صبح تا شب

از صبح تا شب پای این نشستم و چشمام رو دوختم بهش و دارم می خونم ، هی می خونم ، هی می خونم ...
الانم اذان شد ... اینم روز اول ماه رمضون ! ... من 11 ماه سال مثل گاو می خورم که یه ذره پر بشم این یه ماه می زنه کاسه کوزه یه سالمون رو می ریزه بهم ...
این روزا درگیر هستم یه کم ... چیزی برای نوشتن جلوم ظاهر نمی شه ! ... شایدم من دنبالش نمی گردم .












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org