باز تا ماه رمضون شروع می شه

باز تا ماه رمضون شروع می شه این تلویزیون ایران یادش می افته باید حس معنویت و خداپرستی و خداترسی رو توی وجود مملکت انگولک کنه ... یه سری از سریال ها رو شروع می کنه پخش کردن که آدما رو از بعد از اذان تا سحر میخکوب می کنه پای تلویزیون ... جهنم و بهشت و بدی و خوبی و هزار و یکی چیزه دیگه رو می آره جلوی آدم ... مو به تنمون سیخ می شه !!! ... نمی دونم ماه های دیگه وقت نمایش دادن سریال های رومنس و جنایی و خانوادگی و این جور چیزاست اما به این ماه که می رسه همه چیز جمع می شه و بساط آخرت پهن می شه ... حالا برای اینکه صدای مردم در نیاد تقسیم بندیش می کنن به چند مدل سریال که هر قشری بپسنده ... خنده دار ، گریه دار ، متفکرانه ، رومنس ..... !! ... یادم می آد از وقتی اون سریال سوری رو نشون می دادن کم کم مردم خوششون اومد و هر سال دیگه ول کن قضیه نبودن ... لامصبا یه جوری هم برنامه ریزی می کنن که آدم لازم نیست به ذهنش فشار بیاره کدوم بهتره برای دیدن ... هیچ همپوشانی با هم ندارن ... تا این تمام می شه و می زنی کانال بعدی اول تیتراژ دومی شروع شده ... دیشب نشستم باز به فیلم دیدن ... مممم ... اگه اشتباه نکنم NewYork Waiting بود ! ... به جرات می تونم بگم تنها فیلم عاشقانه ای که به عمرم دیدم و تنها sence خلافش این بود که آقا دست دخترخانم رو توی استخر می گیره ... اونم تازه بعد از کلی التماس مخاطب که " بابا جووووووووووووونمون بالا اومد دستش رو بگیر دیگه ! " ... دیگه هیچی ! ... چنان فیلم پاستوریزه ای بود که نگو ... فکر کنم به توی جشنواره " شیر و محصولات لبنی " هم جایزه گرفته باشه ... اما بازم خیلی خوشگل بود ... لپ تاپ رو شکمم بود که همونطوری درازکش خوابم برد برای چند دقیقه ... تا بیدار شدم فهمیدم که زیاد از فیلم رو از دست ندادم و ادامه دادم ... به خیالمون تمام فیلم رو متوجه شده بودم که رسید به 1 دقیقه اخر فیلم ... پسره یه نامه می زنه به دختره و دختره هم یه نامه می زنه به پسره ... همین یه دقیقه باعث شد بفهمم هیچی از فیلم نفهمیدم ... سر کار بودیم القصه ...

پ . ن : به این می گم اجبار درونی به دیدن فیلم در اوج خواب آلودگی ! ... مریضی ؟












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org