هر بار مي گم اين بار ديگه روي هواست

هر بار مي گم اين بار ديگه روي هواست اما بازم وقتي كه مي آم مي بينم سرومروگنده ، پا برجا مي آد بالا ... بلاگم رو مي گم ... آخر از رو رفتيم و دارم برنامه ها رو راست و ريست مي كنم که فردا برم براي كاراش گرچه این روزا تا کاری رو انجام نداده باشم نمی تونه خیالم از انجامش یا برنامه انجامش راحت باشه ... مي گفتن اين زحل يا مريخ يا مشتري قرار بياد توي آسمون و اگه نبيني مي ره تا سال 2287 ... ما هم سر ساعت كلمون رو چرخونديم بالا ديديم هوا ابري و داره نم نم بارون هم مي زنه ... آخه كي اوايل شهريور هوا اينطوري بود كه اين بار دومش باشه ... سال ديگه حالا اگه تا آبان بارون اومد !!! ... مي نويسم كه نوادر نواده هام سال 2287 اگه هوای اون زمان بارونی نبود جای منم یه نگاهی به آسمون بندازن و این حلول دو ماه در آسمان رو ببینن و به قبر ما فوت کنن ... باز این بازرگانه بهم زنگ زد ... چرا دروغ بگم ! حین رانندگی باره اولی بود که به موبایل جواب نمی دادم و خوشحال بودم که می تونم بگم داشتم رانندگی می کردم ، اما گفتم " بابا آخرش که چی ؟! بالاخره که بهتره باهاش حرف بزنی " ... عزممون رو جزم کردیم و پاشه کفش همت رو ور کشیدیم و کنار اتوبان زدیم کنار و موبایل رو با اراده غیوری برداشتیم و زنگ زدیم ... مثل تمام وقتایی که آدم به اما و اگرها چیره می شه نتیجهء خوبی داشت ... به اون خوبی که فکر کنم بشه از توش یه تجارب ارزشمندی رو استخراج کرد ...


پ . ن :
تازگیا ... ببخشیداااا ... ببخشیداااا ... تازگیا ... حس می کنم ... شما کجا و ما کجا ! .... به این می گن انتخاب واژه های مفید از یه سری واژه بدرد نخور ... !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org