مرداد امسال هم ورپرید !!! ...

مرداد امسال هم ورپرید !!! باشه تا ساله دیگه بهتر بشه و برگرده ... علی گفت " بابا امسال که ساله توئه ! ... این همه اتفاقای خوب داره برات می افته ... دیگه چی می خوای !!؟ "... خب اینم یه نوع نگرشه که به شکرگزاری خاتمه پیدا می کنه ... حواس نداریم که ... تازه دو دو تا چهارتا کردم که ای دل غافل ... من که یه هفته ای اصفهانم و اونجا برای هر کاری وقتی بذارم کنار برای نوشتن وقتی نمی مونه ... خلاصه اینکه یه هفته ای اینجا روی هواست ! ... اینطوری بهتره ... هم امتحانم رو می خونم و هم مسافرتم رو می رم و هم حداقل توی این چند هفته هی انگولک نمی کنم خودم رو که بیا بنویس بنویس بنویس ... بلاگم حلال ، جونم آزاد ... پس تا مورخ 12 شهریور ما رو عفو بفرمایید ، خیلی ! ... استاد مالی1 وقتی وارد کلاس می شه دمه در خواهش التماس می کنه که بلند نشید بلند نشید و از خجالت سرخ می شه تا برسه به پای تابلو ! ... همه هم وافعآ به احترام خودش از جاشون بلند می شن ... اصلآ آدم حال می کنه برای همچین خانمی بیاسته ... اما مالی2 ، مرتیکه هیز که با دخترا فقط داره هرهر و کرکر می کنه ... اینقدر از خودش سر و صدا در می آره و چک می کنه که همگی بلند شدن یا نه ! حتی اگه لازم باشه به زبون می آره که بلند شو بلند شو ... خیلی آدم عوضی ای ! ... سر به سر دخترای لوس کلاس گذاشتنش که دیگه حالت تهوعه ... یکی نیست بهش بگه از رنگ موهات خجالت بکش و اینا جای دختراتن ... من فکر کنم یه روزی با این شاخ به شاخ بشم ... امروز قرار بود ساعت 8.30 یکی باهام تماس بگیره ... ساعت 7.20 ، 9.30 و 10.05 زنگ زد ... هیچ کدوم رو جواب ندادم ... 7.20 نمی تونستم جواب بدم چون سر کلاس بودم ، 9.30 چون مشغول رسیدن به شکم مبارک بودم و 10.05 برای اینکه ساعت مخصوص خانواده ام بود و دیگه مسائل کاری موکول می شه به فردا صبح ... ایرانی جماعت بفهمه حریم زندگی کاری و خصوصی مردم کجاست پیر می شه ... ساعت 8.30 تا 8.45 منتظر تماستون هستم یعنی 8.30 تا 8.45 !!! ...

پ . ن : من چه حس بیخودی نسبت به واژه " زید " دارم ... کلمه از این جوادتر یعنی نمی شد کسی بکار ببره ... بابا صد رحمت به GF که سوسول ها می گن ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org