بالاخره نتایج هم سر و کله اش پیدا شد

بالاخره نتایج هم سر و کله اش پیدا شد همونی شد که معلوم بود ، اما چیزی که من این روزا درگیرشم رشته و دانشگاه و ثبت نام نیست ... خواهر یکی دیگه از دوستان هم برای دکتری رفت کانادا ، با علیرضا و بابک و مسعود کم کم توی ونکوور بیشتر از تهران انگار آشنا دارم ... 4 سالی می شه که میثم و خانومش هم رفتن امریکا ، امین هم که استرالیا ... بهم چند نفری پیشنهاد کردن که کم کم از همین الان یه تصمیم بگیرم برای موندن یا رفتن که تا 2 ، 3 ساله آینده به یه جایی برسه و زمان رو از دست ندم ! ... خونه هنوز حرف خاصی نزده ... منم نمی دونم برای دکتری برم یا به خیل بریدگان از وطن و مهاجران و آلاخون بالاخون ها بپیوندم ... شاید یه امتحانی برای امریکا کردم ، جای دیگه فایده ای نداره ... اما چون نزدیک به 2 سال کارا و مراحلش طول می کشه کم کم باید یه مشورتی بگیرم از دوستان و اشنایان ایالت نشین ، تا اونا که چند سالی می شه اونجا هستن چی پیشنهاد می کنن ... راستی غزال هم هست ! از اونم می شه یه اطلاعاتی گرفت ... هر چیزی یه هزینه ای داره باید pay the price کرد ... حرف رفتن که خیلی ها می زنن و خیلی ها خودشون رو طالب نشون می دن ... درست نبود از الان حرفش رو بزنم گویا ! ... این بازرگانی که من دارم باهاش آشنا می شم یه کم خارج می زنه، یعنی یه جوره غریبیه ! ... تا این حد که شاید تا اطلاع ثانویه ملاقات حضوری باهاش نداشته باشم بهتر باشه و در همین حد تلفنی ... گنده تر از چیزیه که فکرش رو می کردم و همین باعث شده بیشتر شک من تحریک بشه ... بخاطر چی من ؟!؟!؟ ... این همه خلق الله توی تهرون ریخته ، درسته که رشتمون شاید بهم مربوط باشه اما بازم دلیل قانع کننده ای نیست واسم ... فعلآ قاطی این همه تاپیک برای مشغول بودن این دیگه غوز بالا غوز بود بخدا ...

پ . ن : به حول و قوه اللهی فردا هاست و دامین ما Expire می شه ... یعنی اینکه برای سال جدید باید سر کیسه رو شل کنیم ... قرار به فردا شد که برم برای کاراش اما اگه وقت نشد به گردون خبر می دم و یه چند روزی اینجا cannot find server باشه ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org