هفتهء دیگه در چنین روزی

هفتهء دیگه در چنین روزی امتحان مالی1 رو دادم ، هیچ ! ... چه خوب داده باشم و چه بد ، اصفهانم ... پوسیدیم توی تهران ... فکرش آدم رو تا هفته دیگه شارژ می کنه ... راستی این کلاس های مالی من رو بدجوری چایی خور داره می کنه ... ما عمری در سال 3 بار هم لب بش نمی زدیم اما الان توی Breakها اگه نخورم می میرم از خستگی ! به قول استاد مدیر مالی باید هم چایی خور باشه وهم سیگاری ... یاد حرف رضا افتادم که گفت "قدت که بلنده ، تیپت هم که خوبه ، فوق هم که قبول شدی ، کار هم که می کنی ، مونده یه سیگار ! ... سیگاری هم بشی دیگه هیچی کم نداری " ... خدا جوونای میهن اسلامی رو حفظ کنه ... امتحان مهندسی اینترنت بود که تا صبح 4تایی با چندتا از بچه ها توی سر و مغز هم کوبیدیم و یه کلمه هم درس نخوندیم ... صبح قبل عزیمت برای Ice کردن امتحان شادروان محسن پیشنهاد داد " درس نخوندیم حداقل بیا این CD رو برای رایت کنم شاید یه چیزی حداقل یاد گرفتی !!! " ... وقت نبود ببینم ، رایت کرد و انداختم توی داشبورد ماشین و گوله به سمت دانشگاه ! ... امروز اتفاقی باز همون CD رو دیدم ... هیچ Label یی نداره اما یادم اومد کی و کجا رایت شده ... آموزش .Art of Making L.o.v.e ... از اون چیزایی که دونستنش از نون شب هم واجبتره ! ... از انواع نوازش ها و ماساژها و ژل های تسکین دهنده شروع می کنه تا برسه به ب.و.س.ه.ها و اقسام Openingها و برو بگیر تا بجاهای بیخ دار برسی ... هیچ صحنه غیر آموزشی هم نداره به بیان دیگه فقط لزومات تصویر شده و هیچ چیز اضافه ای نیست ... هر کسی هم بخواد سجاده آب بکشه از همین الان بگم که حرفاش صد من یه غازه ! ...

پ . ن : اصلآ ببینم حافظ چی می گه :

حافظ که ساز مجلس عشاق راست کرد
خالی مباد عرصه این بزمگاه ازو
آیا در این خیال که داد گدای شهر
روزی که بود یاد کند پادشاه ازو

بفرما ... اینو هم من می گم ؟!؟!؟!؟ ... چقدر خوشم می آد وقتی حافظ جــــــــــــــــــــــــان با آدم حرف می زنه ... از همین جا اعلام می کنم " خیلی مخلصیــــــــم خواجه حافظ ! " ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org