آخر این پروژه کوفتی مالی

آخر این پروژه کوفتی مالی رو تموم کردم ... 13 صفحه شد پر از عدد و رقم ... میلیون و میلیارد ... اما وقتی که می بینم همه این عددها با هم هماهنگی دارن و عین ساعت کار می کنن خستگی 5 ساعت نشستن سرش و ناهار نخوردن واقعآ از تن آدم خستگی رو می پرونه ... هنوز خیلی زوده به رشته جدید غر بزنم ... زد به سرم که برای محکم کاری وضعیت جیبم زنگ بزنم و ببینم هزینه این جرم گیری چنده که جلوی ضایع شدن رو بگیرم از همین الان ... منشی قیمت رو داد و من بخاطر جلسه 2 هفته دیگه اون رو ذهنی ضرب در 2 کردم و دیدم یا بنی قمـــــــــــــــــــــر ! ... " خانم ، چرا اینقدر گرون ؟! همه جا یه سوم این هزینه داره ؟ " ... " خب ، من نباید پشت تلفن قیمت می گفتم بهتون ! آقای دکتر گفته کار زشتیه ... " ... " نه ایرادی نداره ؛ دست شما هم درد نکنه که گفتین " ... " یعنی می خواین کمسل کنین ؟! " ... " نه ولی نسبتآ گرونه خانم " ... " بالاخره یه متخصص داره براتون جرم گیری می کنه نه یه دندون پزشک معمولی " ... با خنده ! " خانم جرج واشینگتن که جرم گیری نمی کنه " ... نمی دونم جرج واشینگتن از کجا به ذهنم رسید ... خنیدید و تا خواست حرفی بزنه گفتم " مشکلی نیست من 6.30 اونجام " ...

پ . ن : هنوز بلاگ مورد علاقمون فیلتره ... یکی بگه آخه مجبوری می ری اونور آب یه دامین می گیری و می نویسی که فیلتر بشه ... مثله بچه آدمیزاد از همین بلاگ ملاگ ها استفاده کن تا ما هم توی خماری نمونیم ...

پ . ن : یادم رفت چی می خواستم بگم ... لعنتی !

پ . ن : آها یادم اومد ... یه کم کار بد رو می خوام خصوصی تر کنم ... یه زمانی فتوبلاگ هم اینجا داشت ... اما بعد از ترکیدن هاست و دامین دیگه حس فتوبلاگ نبود ... یعنی نه حسش بود نه پولش ... یه کم عکس های خصوصی رو به عنوان ضمیمه می خوام بذارم ... به اندازه روزانه و مزخرف می نویسم عکاسای بی معنی هم قاطیش بشه بد نیست ... با یه دفترچه خاطرات دخترهای 16 ... 17 ساله اون موقعس که دیگه مو نمی زنه ...

پ . ن : تا چیزی یادتون رفت بگین لعنتی ، فی الفووووور ظاهر می شه ... به یه شماره ! ... به قول فرنگی ها " Believe me ! "












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org