روزای تولد همه می شینن

روزای تولد همه می شینن یه چرت و پرت هایی در مورد گذر زمان و تجربه ها و سالی که گذشت و ... خلاصه این مطائب می نویسن که روز تولدشون رو خاص و پر معنی جلوه بدن ... امسال دارم به این فکر می کنم که تولد برای یکی خاصه و برای پنج شش نفر تبریک گفتنه و برای بقیه عالم و آدم یه روزه مثل همهء روزها ... ترجیح می دم منم کم کم برم قاطی عالم و آدم ... اما اینکه آدم به کسایی که بهش تبریک گفتن فکر کنه شیرینه ، هر کی بگه نه یه دروغگوی کثیفه ! ... دیشب تا ساعت 00:00 شد؛ کسی که منتظر تبریکش بودم اولین نفر بود ... ممممم ... لازمه آدم به دیگران این اجازه رو بده که سوپرایزش کنن و این حق رو قائل بشه که هیجانت رو ببینن ... باید بهشون این احساسات رو ببخشی ... دومین نفر JJ بود ... البته اون زنگ زد و تا ساعت 2 کلی اختلاط کردیم ... سومین نفرم که خاله دختر بود ، برای اینکه هفته پیش تولدش رو یادم رفته بود سر ساعت تبریک گفت که من رو ادب کرده باشه ... اما دیگه msg بانک پارسیان شاهکاره ... خجالتمون دادن !!! ... بعدشم مامان و بابا و فانی ... هیچ حس خاصی ندارم برای این روز که بقیه اصرار دارن یاددآوریش کنن ... عجب ترک خاطراتی کردم من ! ... حتی اگه ب....م هم فایده ای نداره ... شاید تا آخر امروز یه اتفاقی افتاد که منم بشینم یه متن ادبی و حکیمانه دست و پا کردم ... هر چی فکر می کنم می بینم دیگه عجله ای برای گذرش ندارم ... امسال اندازه یه گله قربونی داریم ... یکی پشت اون یکی ! ... تا الان که به 8 تا رسیده ... این حرفا بسه ، باید برم سر یه حس به درد بخور برای روز تولد ... عجب چیزیه این روز تولد ...


پ . ن : بهرحال این قافله عمر عجب میگذرد ... با ربع قرن حرکت !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org