وقتی بهت یاد دادن

وقتی بهت یاد دادن برای پیشامدی یه طرفه سمت قاضی نری و به دیگران هم حق نظر بدی ؛ داستان اینطوری می شه که اجازه نمی دی از حرفایی بگی که شاید یه زمانی به گوش طرف ماجرا برسه و دلخور بشه که " حق نبود اینطوری حرفی زده بشه و خبری نداشته باشم . " ... اما انگار از این رسم و رسومات دیگه کسی پیروی نمی کنه ... باید یا پیه همه چیز رو به تنت بمالی ، یا مثل همون جماعت رفتار کنی ... اصلآ عهد بسته بودیم که چیزی نگیم که یادآور گذشته باشه که توی این زمان مستعد سوءتفاهم مشکلی رو پیش بیاره ... اما انگار این قرار مدارها مزخرفیات یه جانبه ای که باید خودم پیگیرشون باشم ... چند قدم اونطرف تر هر کسی به خودش اجازه هر حرفی رو می ده و آدم های اطرافش هم لب به تصدیق و تمجید باز می کنن ... فریاد مرحبا و احسنت و فتبارک الله رفته آسمون ... بهترین جوابی که می تونم هنوزم بدم سکوته! ... اما این بار خواستم چیزی بگم که با کور و کرها فرقی داشته باشم ... بی ملاحظه بودن و بی فکر بودن هم حدی داره بخدا ! ... آدمای فهمیده اینطوری باشن ، وای به حال آدمای کوچه بازار ... دلم می خواست مثله تموم آدم ها رابطه های خوب رو نگه دارم ... اما انگار این رابطه های خوب هستن که قدرت خوب بودن رو از دست دادن ... هی خواستیم بشاش و گشاده رو باشیم توی برخوردهای بعدی ، اما جواب هایی که می شنیدیم دو رویی بود نه خوش رویی ! ... اصلآ دلم نمی خواد جواب بدم و حساب کتاب های گذشته رو باز کنم روی میز ... چرتکه بندازم و سند امضاء کنم ... آخرش هم یکی با دست بند بره توی سیاهچال و یکی با خدمه سوی قصر ولایت ... اصلآ تو که می دونی مردم همیشه صفر و یک زندگی می کنن و براشون بود یا نبود معنی داره گه می خوری جوره دیگه ای رفتار می کنه که اینطوری توی گل بمونی ... روند گذر هر کسی که توی زندگیم می اومد اینطوری بود که : اول وارد قسمت سفید می شد ... بعد از گذر زمان توی منطقه سفید یا بالاتر می رن یا به نواحی خاکستری نزدیک می شن ... نمی خوام وارد ریز مراحل بشم ... اما توی این تعجبم که چرا دیگه اون آدم نیستم و اول بسم الله هر کسی رو اول وارد ناحیه خاکستری می کنم ... شاید با گذشت زمان بوده که سفیدی ها جاشون رو به نقاط خاکستری دادن و نمی تونم در بدو امر کسی رو اونقدر دوست داشته باشم و یا اگه هم دارم بهش نشون بدم و ابرازش کنم ...

پ . ن : همهء این ها باید درونم درست بشه ! زودتر ... تا فرق آدم سالم رو از آدم ناسالم تشخیص بدم .
پ . ن : پس بیخیال ! ... بگذر از چیزی که بودی و دوست داشتی توضیح بدی چی شده ... پشیمون شدم !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org