ناسلامتی هفته بزرگداشت تولدمونه

ناسلامتی هفته بزرگداشت تولدمونه و به یه چیزایی بی اهمیت و نالایق اونقدر دارم بهاء می دم که حواسم رو از خوشی های زندگیم دور می کنن ... یکی از بچه های کلاس های مالی می گفت " امسال سال خوکه !!! همون سال 1362 ! ... سال تو ه " ... اااا چه جالب ! ... حواسم نبود امسال واقعآ سال منه و دارم از زمین و زمان شانس می آرم ... ناسلامتی چندر روز دیگه می شه 24 سالمون و می ریم 25 سال ... به قول تبلیغای تلویزیون "ربع قرن تجربه در نفس کشیدن" ... لامصب این بلاگ مورد علاقمون هم مثل تمام علایق زندگانیمون که فیلتر شده ، توی فیلترینگ گیر کرده ... حداقل یه رفرنسی ندارم که توی این مواقع از روش کپی بردارم ... خیلی دوست داشتم یه قواعدی رو توی نوشته هام رعایت کنم و یه چیزایی رو که بهشون پایبندم رو دیگه بذارم کنار ... حتی توی انتخاب کلماتم ... به یه ورم هم نباشه که اسمش رو بی ادبی و بی نزاکتی می ذارن یا گستاخی و ادای open minded ها رو در اووردن ... همهء اینها هم بخاطر اما و اگر و آیا و کاش و شایدهای دست و پا گیره آینده اندیشه که ذهن تحلیلگر مصلحت اندیشمون رو ول کن نیست ... منتطر یه اتفاق خاص توی زندگی بودم که انقلاب درونیمون بی مناسبت و بی دلیل نباشه ... مثلآ یه اتفاق خاص عین عاشق شدن، یا چه می دونم مثل یه سفر خاص، یا یه دگرگونی اساسی توی زندگی ... همین شد که توی گذر زمان آرزوی گذشت سریعترش رو داشتیم و چشممون خیره مونده بود به سال های آینده که خوشی ها اون دور دورها می آن ... الان زمان انتظاره ! ... ولاغیر ! ... خوشبختی همان لحظاتی بود که آرزوی گذر سریعترشان را داشتیم ... فلان فلان راست هم می گه و جایی برای نقضش نمی ذاره ... این روزا خواهر ناتنیمون ما رو هم راز دونسته و از دلش می گه ... خب منم کم نمی ذارم و خودم رو جای اون می ذارم ... آخرش که می ره با خودم می گم " یه زمانی می آد که دیگه اینطوری فکر نمی کنی ... هنوز خامی ! " ... نکنه من باید دنبال اون زمان عوض شدن باشم ؟ ... نکنه من خامم ! ...

پ . ن : همینه دیگه .. کافیه یه دقیقه به این وضعیت فکر کنی که زندگی سگی بشه و بگی گور بابای تولدم ....












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org