معتقدم که آدم نباید همیشه

معتقدم که آدم نباید همیشه از نقاط شاد زندگیش حرف بزنه و بعضی وقت ها لحظات سختش رو هم یادآوری کنه بد نیست ... مثلآ در مورد من امروز برای بیست دقیقه یکی از سخت ترین شرایط زندگیم رو گذروندم ؛ یه کمی هم خنده دار ... چطوری !!! خیلی ساده ... رفتم .w.c که لباسم رو مرتب کنم و برگردم توی اتاقم ... حس غریبی اومد سراغم که زیپم بازه ... اما من که بسته بودم ... چشمتون روز بد نبینه تمام فسفرهای مغزم رو سزوندم و جمیع سلول های خاکستری رو بکار انداختیم که چی کار کنم از اون نیم وجب جا بیام بیرون ... اونم توی محل کار جدید که کلی آدم خارجی رفت و آمد دارن توش ... اوضاع وقتی وخیم تر شد که یکی از اونور تق تق تق در زد و در رو با لنگر زد ... خلاصه ... با چنان مهارتی زیپمون رو با 4 عدد سوزن ته گرد میز خانم منشی در 4 منطقه کوک زدیم که هیچ بنی بشری نمی تونست چیزی از اون لا ما ها ببینه ... شلوار رسمی پوشیدن این مزایا رو هم دارن ... القصه 3 ساعت بعد که شستم توی ماشین یه نفس راحت کشیدم ...

پ . ن : زندگی شیرین می شود !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org