خدا وقتی بخواد بزنه توی سر کسی

خدا وقتی بخواد بزنه توی سر کسی می دونی چی کارش می کنه ؟؟؟ ... یه زیردستی بهش می ده که از خودش بیشتر بلد باشه و بفهمه ... این رو همین امروز فهمیدم که داشتم با مسئول مستقیمم حرف می زدم ... نه اینکه من خیلی حالیم می شه !! اما خدا هی می زنه توی سرش ... اونم متصلآ ! ... کار داره به اینجا کم کم نزدیک می شه " قبول قبول !!! هر چی من بگم روی چشمشون قبول قبول !!! " ... همش دنبال یه کار مشاوره بودم ... یعنی یه کار تر و تمیز که برای خودش یه وجهه ای هم داشته باشه ، اما همه می گفتن باید حداقل 10 سال کار گل کنی تا دستت بیاد همه چیز ! ... حالا شدم کارشناسی که اندازه یه مشاور اطلاعات می ده و همه هم روی حرفش کم سوال می کنن ... منم نمی خوام هیچ سوءاستفاده ای ببرم ... برام چیزی که مهمه درک تمام رویه های یه شرکت با پروژه های میلیارد دلاری ه ! ... از مزایای مدل کردن یع سیستم همینه ... درگیر ریز تمام کارها می شی و دل و رودهء فرآیندهای سازمان رو می کشی بیرون ... حالا می خواد روی کارت پرسنلیم اثری از مدیر و مشاور نباشه ... و به کارشناس راضی شدم ... البته فعلآ راضی شدم ... روزهای مرداد خیلی ناگهانی عوض شدن ... فکرش رو نمی کردم از 24 ساعت شبانه روز ، 6 ساعت بخوام و از 18 ساعتی که هوشیارم ، 15 ساعتش بیرون باشم ، 1 ساعت مدت بیدار باش تا ترک خونه باشه و 2 ساعت مدت رسیدن به خونه و خواب باش ...

پ . ن : هنوز هر تصمیمی ممکنه بگیرم ... حتی اینکه ببینم لنگی که روی طاقچه تنگ باشه رو ببخشم به خودشون ... ! این هفته قرار بود اونا من رو ارزیابی کنن اما با صدور کارت و درخواست تمامی مدارک انگار ارزیابیشون روز اول تموم شده و از اینجا به بعد ارزیابی من از اون هاست ... جالبه !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org