وقتی گریبان عدم

وقتی گریبان عدم ، با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را، پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را، در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را، با اشکهایم می چشید

من عاشق چشم ات شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این، دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا، از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و ،عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این، دیوانگی و عاقلی

پ . ن: این روزا و شبای مرداد عجب پر از شور و هیجان دارن می گذرن ... بوده همین بوده ! ... من عاشق این ماه مقدس ام ؛ اهل خوندن کتابای زرتشتیان باشین می دونین چی می گم ... امشاسپند " امرداد" ... امرداد ، ماه بی مرگی و جاودانی !!!! ... بهترین ماه تمام سال ها ...
پ . ن : حفظش کردم ... به درد زمزمه کردن یه زمانی شاید بخوره ... تاحالا فقط ریتمش رو شنیده بودم .......
پ . ن : خدایا از سر تقصیرات همهء ما بگذر !
پ . ن : خدایا .... هیچی ! ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org