کلی خرت و پرت در مورد

کلی خرت و پرت در مورد ؛
شباهت همسایهء گرامی به جناب ابی ....... .
خوش گذرونی های دیروزمون که بجای بوی کباب سلطانی نوید! و غذاهای مکزیکی پنتری! و غذاهای فرانسوی قو! توی فرشته ، طعم جیگر و دل و خوءک می داد ....... .
حرف هایی که خاطرات دوران دانشجوییمون رو زنده کرد ....... .
اسباب کشی فانی به یکی از بیمارستان های شهرستان و نگرانی حاکم بر خانه و مخصوصآ مامان ....... .
تنهاتر شدنم بخاطر همین کوچ بی محل ....... .
خونه خراب کردن خودمون و ساخت مجددش ....... .
فیلم جدیدی که دیشب دیدم به اسم Coffee and Cigarettes ....... .

نوشته بودم که قبل از آپلود کردن پنجرش رو بستم و تمام .... الانم دیگه حل منبر رفتن مجدد رو ندارم !

پ . ن :
دیشب ساعت 10:30 ، رفتیم محلهء ممنوعه ! ... همون دوتا بن بست که تهش معلوم نیست اما اولشون سقاخونه هایی داره که آدم توی همون بار اول یه حسی نسبت بهشون پیدا می کنه ... انگار قداصتشون تو رو هم می گیره ... بوی پاکی و تبرک می زنه به دماغت ... ناخودآگاه دستت رو می بری و نرده های سبزش و می گیری ... نرده هایی که با حرارت شمع های اونور اونقدر داغ شدن که دستت رو می چسبونه به خودشون ... شهوت محکم فشار دادنشون از سرت بیرون نمی ره ... تا جایی که داغی میله ها رو احساس نکنی محکم تر فشار می دی .
اونوقته که عجب جایی می شه این دل من !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org