بعد از 24 سال عمر با عزت

بعد از 24 سال عمر با عزت امروز ، بنده یه عدد دندان پر شده تحویل جامعه دادم ... واقعآ باعث سرافکندگیه که با این سن و سال ندونی دندون پر کردن چه طوری و چه مراحلی داره و درد داره یا نه !!! ... از اول بگم اصلآ ... اون عکس چی چیو گرافی رو که اون خانم مهربونه از دونه دونه دندون هام گرفت رو بردم پاسداران پیش دکتر اصلیه ... آقای دکتر هم یه نگاهی انداخت و " به به ! ... خیلی خوبه ؛ لثه هات هم سالم هستن ... فقط یه جرم گیری لازم داری و یه دونه از دندون هات رو اگه ترمیم کنی خیلی بهتره ! " ... خواستم از زیرش در برم یا حداقل وقت بگیرم برای یه روز دیگه که دیدم تا مهر دفتر منشی مملو از اسمای آدم های دندون داریه که توی نوبتن ... " باشه پس منتظر می مونم همین امروز که آقای دکتر وقتشون آزاد هست ترمیم کنن " ... منشی یادداشت کرد و نشستم ... مطب خالی بود اما یه مدت بعد یه خانواده اومدن تو ! ... با یه دختر سه ساله ... برای اینکه حواس جفتمون پرت بشه شروع کردم باهاش بازی قائم موشک بازی ... من نشسته چشم می ذاشتم اونم همون حوالی قائم می شد ... آخر هم پشت یه مبل ، بین دوتا مبل گیر افتاد و دامنش به دسته مبل گیر کرد و مامانش رفت تا درش بیاره ... نوبت من شد ... من نشستم اما عملآ خوابیدم ... اینقدم از ترس اینکه نکنه دکتر دندون های دیگم رو بتراشه دهنم رو باز کرده بودم که خود دکتر و اون دخترخانم وردستش هم می تونستن توی دهنم جا بگیرن ... " دیواره هاش هم سالم بود ! ... زیاد هم عمیق نبود پوسیدگی ... براتون کامپوزیت گذاشتم که رنگ سفید دندوناتون بهم نخوره ... " ... کومپوزیت همون چیزیه که اون شرکته توی مصاحبه ش گفت دارن وارد می کنن ... همینطوری می شه که به دانش آدم اضافه می شه ... نشستم توی ماشین و توی آینه لب و لوچمون رو تکون می دادم تا برگرده سر حالت اولشه ...

پ . ن : شرکت مذکور رفتیم ... کم کم داستان داشت به اونجا می کشید که من با صندلی از مصاحبه در برم ... کسی که با کامپیوتر و برنامه های کنترل پروژه مخصوصآ توی شرکت ها پتروشیمی آشنا باشه و رشته مدیریتی بخواد بخونه و با سیستم های مالی و بازرگانی به همون واسطه غریبه نباشه همین می شه که کم مونده باشه همون روز من رو بذارن پشت کامپیوتر !!! ... اعتراف می کنم انتظار این برخورد رو نداشتم ازشون ... حتی حقوق درخواستی رو مینیممترین رقم نوشتم ... 400 تومن ! ... اما وقتی اومدم خونه و تعریف کردم دیدم که تا 700 هم جا داشت ... باید تا اوایل هفته آینده جوابم رو بهشون بدم ... موندم توی این چند روز چی کار کنم که تصمیم بهتری بگیرم ... شاید بگم شمام بو می دین ! ...

پ . ن : بلیط کنسرت آواز شجریان هم از فردا فروخته می شه ... چند نفری دارن اصرار می کنن بریم ... اما در مورد استاد شجر ، باید تمام تمرکز خودم رو به کمر همتم ببندم تا کلمات رو تشخصی بدم ... اینقدر گنگ ساز و آواز ایشون رو می شنوم ... اما اگه شهرام ناظری کنسرت گذاشت ؛ من هستم !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org