هیکلمون به خودش ماهیت شپش گرفته

هیکلمون به خودش ماهیت شپش گرفته ... تا اندازه ای که میکروب ها از روی خجالته من ، سرشون رو می ندازن پایین ! ... باید یه همت اساسی کنم و خودم رو به زیر دوش برسونم ... سایت مورد علاقمون رو هم فیلتر کردن لامصبا ... حالا دیگه به غیر از دو دهنه سایت که هر روز می ریم چیزه دیگه ای نمونده توی این ناکجاآباده اینترنت برای اینکه دلمون بهش خوش باشه ... یکی اینجاست ! و یکی هم سایت bbc ... سایت یه شرکت خدمات مالی رو پیدا کردم ... 50 نفر پرسنل داشت و برای خودش پروژه هایی گرفته بود ؛ همون چیزی که همیشه فکر داشتنش رو داشتم ... رفتم در مورد شرکت بخونم ... 20 سال پیش تاسیس شده بود و الان به اینجا رسیده بود ... باید خودم رو برای 47 سالگی آماده کنم تا به اون برسم ... دونستن بعضی از چیزا واقعآ دردناکه و صبر کردن براشون هنرمندی می خواد ... آدم اگه از پله های پایین نردبون شروع کنه به بالا رفتن بهتر تا اینکه از وسطش بره و مجبور بشه یه سری بیاد پایین و دوباره زور بزنه بره بالا ... برای محکم کاری هفته پیش رفته بودم عکاسی ! ...آتیله عکس برای دندون ها ... اسمش رو نمی دوم ، چی چیو گرافی ... دخترخانومی که اونجا کار می کرد شبیه دوست فانی بود خیلی ... به گمونم جزء کسایی بود که فارغ التحصیل شدن و اومدن یه جایی کار کنن و راه بیافتن ... البته کارش رو بلد بود ... یه چیزایی می ذاشت توی دهنمون ، یه دستگاهم می ذاشت روی لپمون و می رفت بیرون اتاقک و می اومد تو ... داشت خفه ام می کرد ... " خانم ، من باره اوله می آم اینجاها بهم بگین چی کار باید کنم " ... خندید ؛ انگار تاحالا کسی ازش این سوال رو نکرده بود ... این بزاق دهانم هم براش دردسری شده بود ... من هی قورت می دادم و اون هی با دستمال دم و دستگاهش رو پاک می کرد ... " بخدا من هی قورت می دم ، انگار ترشحش خیلی زیاده نه ؟! " ... " شما راحت باشین ... من پاک می کنم " ... واقعآ برخورد دوستانهء با مریض بدحال داشت ...


پ . ن : از این به بعد برای هر عکسی می خوام برم اونجا ... حتی برای عکسای 3X4 مون !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org