پ . ن :

پ . ن : همه می خوایم دنیا رو نجات بدیم ، اما کسی نیست بخواد توی شستن ظرف ها به مامان کمک کنه !!! ...
پ . ن : پسرخاله یکی از بچه ها مزدوج شد ... بهش می گیم پسرخاله ! ... دیگه تک و توک می آد توی جمعیت های مجردیه ما ! ... هر وقت از دمه در خونش رد می شیم واسش یه تک بوق می ریم ... نمی دونه شب های جمعه ساعت 12 نصف شب کیه که از دمه در خونش رد می شه و تک بوق می زنه اما همین که ما می دونیم ما هستیم بسه ست ؛ حتی زیادی هم هست .
پ . ن : یه اصفهانیه کارت اینترنتش تموم می شه ؛ می ندازتش توی آب جوش !
پ . ن : پامون کبود شد !! ... رنگش شده مثله بادمجون های بم که آفت گرفته ...
پ . ن : افتادم به نوشتن .. یکی بیاد برق خون رو بپرونه تا منم یه نفس بکشم ...
پ . ن : کسی که از مادر پدرش عادات خوب رو یاد نگیره از هیچ کس دیگه هیچی یاد نمی گیره ... چقدر زشته که بدونیم چی خوبه و بگیم می دونیم و عمل نکنیم به علممون ! ... کسی که حرفه خوب می زنه اما عمل نمی کنه یعنی حرف مفت می زنه ؛ بهتر یه تجدید نظری روی حرف نزدنش بکنه ! ...
پ . ن : من اراده می کنم ........................ !
پ . ن : همه ، اطرافمون دنبال دلیل و برهان می گردیم که علت بعضی از وقایع رو بدونیم ... دنبال هر چیزه گفتنی و شنیدنی هستیم که آگاه بشیم ... اما گاهی به حرفهایی که خودمون هم می زنیم هیچ توجه نمی کنیم ...
پ . ن : این قبول شدن ارشدمون داره کم کم واسمون گرون تر از چیزی که براش آماده شده بودم تموم می شه ... وقتی به جاهای نگو رسید می گم ! ...
پ . ن : همچنان خودم رو دارم گول می مالم که کسی اینجا رو نمی خونه ؛ روزی 100 بار بنویس و بلند بلند تکرار کن ... تا خوب یادش بگیری !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org