وقتی دم در مرداد

وقتی دم در مرداد هوا بارونی می شه و نم نم و گهگاهی شرشر بارون می آد باید انتظار داشت که قورباغه هم ابوعطا بخونه !!! ... آب هم سر بالا بره ... بعد از سهمیه بندی بنزین هر هفته برای سالن رفتن یکی ماشین می آره ... برای جماعت کم شعوری مثله ما ایرانی ها این راهکار ها همیشه جواب می داده ... حالا یکی نیست بهمون بگه حتمآ باید سهمیه بندی می کردن تا آدم بشین و اینطوری قرارهاتون رو بذارین ؟ ... دیشب آسیاب نوبته من بود ! ... زود رسیدیم نیاورون ... همگی داد زدیم " شهرکتاب " ... سه تا هورا هم کشیدیم " horry horry horry " ... عجب جایه این شهر کتاب ... اول سراغ رمان های خارجی و مخصوصآ ایتالیایی ... نکته جالب کتاب اصلاحات و قانونگذاری و دولت مصدق رو گذاشتن روی بروی کتاب های طالع بینی ها و رمال ها ... این چاکرها یا یه چیزی شبیه اینا عجب مزخرفاتیه !!! ... تو راه برگشت ، من و David جلو بودیم و فواد و محمد عقب ... David یه آمریکایی ایرانیه الاصل که n سال آمریکا بوده و m-n سال هم کانادا ... اما دیده ایرونه خودمون بهتره و اومده که بمونه یه مدت درازی !!! ... همون ویزایی 3 ماهه که ایرانی ها دنبالش هستن که برن ... اون دنبالشه که بمونه ... ایرانی حساب نشدن هم دردسر داره ها !!! ... قابل توجه کسایی که دنبال ویزا و گرین کارت و این بند و بساط ها هستن ... گذریم !!! ... از آلبوم اعتراف madonna می پریم به می ریم فرهاد ... از فرهاد فریدون فروغی و از اون اندی و خلاصه آش شله قلمکاریه می شه برای خودش ... 4تایی زده بودیم به سیم آخر ؛ زیر بارون ... من یکی که خودم رو برای خوابوندن ماشین آماده کرده بودم و برای همه روشن شده بود که امشب رو باید یه آب خنک بخوریم وگرنه خیالمون راحت نمی خوابه ...برای خودمون و الکی به قول معروف " توی ....... مان عروسی بود " ... عجب جایه این ...... ؛ به اندازه یه تالار و سالن بزرگ ... که می شه توش عروسی هم گرفت ، حتی ! ...

پ . ن : این دوران هم می گذره و باز برمی گردم به آدمی که بودم ... خیــــــــــــــــــلی آدم بودم !!!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org