به خودم قول شرف دادم

به خودم قول شرف دادم که دیگه تا آبان بمونم تهران و جایی نرم ... نه حالا تا آبان !!! تا مهر ... باور کن ... راست می گم !! ... می خوام بمونم یه ذره حداقل به هدف جدیدی که پونزگذاری شده نزدیک بشم ... جای خوشوقتی و خوشبختیه که بنزین هم سهمیه بندی شده و نمی توینم باز هر بهانه ای بندازیم و شبونه بریم لب دریا و برگردیم ... هر مقوله جدیدی که توی خونه هر خانواده ای که می خواد شروع بشه اول به شوخی پاش باز می شه ... مثلآ توی جمع های خانوادگی و مهمونی های خودمونی صحبتش رو با مسخره بازی یکی باز می کنه و همه دست می گیرن و هرهر و کرکر و برای بقیه تعمیم می دن و خلاصه اوقات خوشی رو فراهم می کنه برای اهل فامیل ... اما کم کم جدی می شه ... بازم توی همون جمع های دوستانه و خانوادگی باز حرفش زده می شه ولی این بار کمتر کسی تیکه می ندازه ... توی همین حال و حوالی چند نفر فامیل دور و حتی دوستان خانوادگی هم حرف رو می زنن که دیگه هیچ شوخی ای نداره ... و همینطوری جدی و جدی تر !! ... تا اونجا که وقتی توی همون جمع شوخ اول صحبتش رو می کنن ؛ این بار همه شروع می کنن به راه حل و پیشنهاد و تجزیه و تحلیل !!! ... اونقدر که حتی بچه های کم سن و سال هم دیگه ساکت می شینن و حرفی می زنن ... تازه وقتی چشم باز می کنیم که والدین توی یه فضای کوچیک و صمیمی که راه دررویی هم نداره باهات در موردش حرف می زنن ... اونم خیلی جدی و معقولانه و البته خیلی دوستانه !!! ... تازه چشم باز می کنی و می بینی که انگار اون موضوع خنده قدیمی الان دیگه خنده دار نیست ...

پ . ن : دیگه موضوعش گفتن نداره !!!!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org