نيومده تهران دارم مي رم

نيومده تهران دارم مي رم ... البته به دو روز نمي كشه كه برمي گردم ... هر چي باشه مسافرت شمال ؛ اونم دوتايي مي چسبه ... يه روز و دو روزش ديگه بي اهميته ... رفتم دانشگاه تهران ... شايد بشه دانشگاه آينده ... اونجا هم باز به برخورد خوب دوتا دختر خانوم مواجه شدم ... اينطوري كه مي بينم به بي تفاوتيم در مورد چيزي كه بدست اووردم شك مي كنم ... حتي شك مي كنم به معيارهايي كه توي جامعه هست و مردم باهاش ديگران رو ارزيابي مي كنن ... توي راه وزارتخونه بودم كه رانندگي تاكسي فحش رو كشيد به هيكل هر چي مدير مالي و ماليچي هاي توي مملكته ... گويا آدم از اين قشر حروم خوارتر وجود نداره ... آب دهنم رو صدا دار قورت مي دم و دعا مي كنم براي ختم به خير شدن عاقبتم و صد البته آخرتم ... انتخاب رشتمون رو هم داديم رفت ... البته براي خنده !!! ... همه جاي ايران زمين رو انتخاب كردم ... كم مونده بود غيرانتفاعي و پيام نور و هر دانشگاه در پيتي رو بزنم ... محض خنده !!! ... دارم به اصفهان پايبند مي شم ... نمي دونم چم شده باز ... از تهران و شلوغي هاش فراري شدم انگار ... نشستم و مي خونم ... هر كتابي كه دستم بياد ... لذات فلسفه رو براي سومين بار توي چند سال گذشته دارم مرور مي كنم ... خوندنش بازم به آدم فكر كردن ياد مي ده ... دغدغه هاي مردم عوام هيچ وقت نمي اومد به ذهنم ... اين روزها كه ديگه بدتر ... اينقدر موضوع مورد بحث توي كوچه خيابون مي شنوم كه يادم مي افته ناسلامتي منم دارم توي اين جامعه نفس مي كشم ... دسته دسته همه هم دوره اي ها دارن مي رم خدمت وظيفه ... هوس تجربه سربازي اومده سراغم ... به همون اندازه كه اون ها مي خوان كارت معافيت من توي كيف اون ها باشه ... بلكه بيشتر !!! ... خلاصه مرغ و غاز اينجا هميشه جاشون اشتباه تعيين مي شه ... هنوز هيچي نشده از آسمون آتيش مي باره ... بهترين كار نشستن زير باد كولر و گذران وقت و زندگي ه ... گهگاهي هم مرور msg هايي كه از بچه هاي اصفهان گرفتم ... اونم براي بيدار شدن انگيزه هاي خفته درونم ... بلاگ رفيق كاناداييمون رو هم كه فيلتر كردن ... روزشماري مي كنيم برا فيلتر اينجا ... حتمآ باعث تفريحمون مي شه ... مي خوام زودتر برگردم اصفهان ... خدا نكنه اصفهان برام بشه يه خواسته هميشگي ! ...

پ . ن : اسمش رو گذاشتم دوران تقويت پايه !!! ... اما فعلآ همه نصيحتمون مي كنن به استراحت و جمع كردن قوا براي دوران ارشد ! ...اين 3 ماهه اينقدر مسافرت رفتم كه ديگه روم نمي شه از تهران خارج بشم .












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org