|
● منزلگاه ● دربارهء من ●راه های تماس با من - به عدد خلق الله ● Add to Favorites ● آنهايي كه هستند و آنهايي كه رفتند ● حرف هايي از روي ســادگي ● گاهی به آســمان نگاه کن ● فلك را سقف بشكــافيم ● Maryam, Me & Myself ● يادداشت هـاي نويد ● يك ليوان چاي داغ ● خرس قهوه ای ● مرگ قسطی ● من لاگ ● زویی ● بارون
![]() ![]()
● Stillll !!!!
● آقای دکتر !!! ... ● ..Rainy evening ! ● ساده ! ● مث کفتر روی پشت بوم !!! ● یه دختر ژاپنی برمی داره ! ● Dreamin !!! ● نعمت ! ● زندگی ادامه دارد ...... ● خونه مادربزرگه !!! ![]()
● روزانه
● شبانه ● شکرانه ● صادقانه ● صبحانه ● عارفانه ● عاشقانه ● عاقلانه ● عصرانه ● غرغرانه ● مردانه ● پسرانه ![]()
● November 2008
● October 2008 ● September 2008 ● August 2008 ● July 2008 ● June 2008 ● May 2008 ● April 2008 ● March 2008 ● February 2008 ● January 2008 ● December 2007 ● November 2007 ● October 2007 ● September 2007 ● August 2007 ● July 2007 ● June 2007 ● May 2007 ● April 2007 ● March 2007 ● February 2007 ● January 2007 ● December 2006 ● November 2006 ● October 2006 ● September 2006 ● August 2006 ● July 2006 ● June 2006 ● May 2006 ● April 2006 ● March 2006 ● February 2006 ● January 2006 ● December 2005 ● November 2005 ● October 2005 ● September 2005 ● August 2005 ● July 2005 ● June 2005 ● May 2005 ● April 2005 ● March 2005 ● February 2005 ● September 2004 ● August 2004 ● July 2004 ● June 2004 ● May 2004 ● April 2004 ● March 2004 ● February 2004 |
![]() |
![]()
![]() © 2005-2006
All Rights Reserved www.karebad.org |
خوبه غیر قابل نظرخواهیه! وگرنه اینجا چجوری می خواست بشه محل کنفرانس ماها:دی
دلت میاد این رفقای تک رو بی دلخوشی کنی؟ :))
نوشته شد توسط: مرمر | May 4, 2007 08:57 PM
آره والا...دلت مياد اينجا رو ببندي كه ديگه جايي نباشه نرگس جلوي جمع حال منو بگيره؟ :))
نوشته شد توسط: سجاد | May 5, 2007 11:05 AM
سجاد جان تو اگه نگران حال گرفته نشده ات هستی من از همینجا اعلام میکنم روزی سه وعده صبح و ظهر و شب حالتو به انحا مختلف بگیرم که خمار نمونی... بذار این بچه کاری رو بکنه که دوست داره (چشمک)...
در ضمن اون کتابی که از زیر خروارها نجاتش دادی مطمئنی پیرزنه با روسری قهوه ای و موهای سفید نبوده... ؟؟؟!!:دی
نوشته شد توسط: نرگس | May 5, 2007 08:01 PM
اوخ اوخ اوخ...به جان خودم عبارت «بچه» کاملا بی قصد و غرض و ناخوداگاه بود...من این روزا به مامانم هم میگم بچه ام... گفتم خیال نکنی قصد آزار و اذیت داشتم... هر چند شما که چیزی رو بد برداشت نمیکنی :)
نوشته شد توسط: نرگس | May 5, 2007 08:02 PM
اون چاپی که شما داری روسری و موهاش اون رنگی هستن .. ماله من یه رنگه دیگس !!! ...
هر چی شما بگین !!
نوشته شد توسط: کار بد | May 5, 2007 10:08 PM
نه من هیچ ورژنی ازش ندارم... اخه گفتی پیرزن بوده...گفتم بیشتر میخوره موهاش سفید باشه ...نتیجه میگیریم عجب پیرزن سوسولی بوده :دی
نوشته شد توسط: نرگس | May 6, 2007 08:58 AM