جمعه 16 فروردین ...

جمعه 16 فروردین ... هیچ جا تهران نمی شه ... باید اعتراف کنم که هر جا هر چقدر هم خوب باشه به پای شهر آدم که اینجا برمیگرده به تهران نمی رسه ... دیشب رسیدم و در دم زدم از خونه بیرون ... برای برپایی سنت شب جمعه !!! ... حال و احوالم داره بصورت آگاهانه تغییر می کنه ... یعنی دارم زور می زنم برای تغییراتش که خدا رو شکر موفقیت آمیز هم بود تا حدودی ... دلم بارون می خواد ... از همون بارون هایی که شمال می اومد ... گفتم " شمال !! " ... برای اولین بار بود که 4 ساعت مداوم شنا می کردم اما خسته نشده بودم ... یعنی هنوز جووون داشتم و دلم غوطه ور بودن می خواست ... نمی دونم چرا غرق نشدم ... قبل اینکه سال تموم بشه برای یه سری برنامه کلی به در و دیوار کبونده بودم ... به اسم درس خوندن البته ! ... از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون همشون رو معلق کرده بودم ... بذار از روی بی حصولگی و اثراتش ... امروز از اول شروع کردم ... از اوله اوله اول !!! ... برای همینه که حالم دارم کم کم یه تغییراتی از خودش نشون می ده ..
پ . ن : در ضمن خانومه مرمر خانوم ... من حتمآ باید یه تجدید بیعت با دوستان بلاگر کنم ... !!! ... مخصوصآ اگه بخوام از نو شروع کنم . : )












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org