به عمرم تا حالا اینقدر

به عمرم تا حالا اینقدر به این فکر نرفته بودم که چرا تا حالا من زنده ام !!! ... یعنی چرا هنوز یه نفسی داره می آد و می ره ... نزدیکای عباس آباد !! کنار جاده ساحلی یه 206 از لاین سوم با یه خط ترمز 20 متری منحرف می شه و یه راست می آد سمت من ... نمی دونم چرا بهم نخورد ؛ دریغ از یه خراش ساده و سطحی ... چقدر به فکر رفتم که چی شد و چی نشد ... نمی خواستم بپرم پشت اون ماشین پرشیا ... زل زده بودم به صورت پر از وحشت راننده که خودش رو به صندلی چسبونده بود ... اما انگاری یکی من رو 3 متر اونورتر انداخت ... از صدای جیغ های بقیه به خودم اومدم ... دلم می خواست من جای اون پرشیا مفلوک ، می رفتم برای اراق شدن ... میون 6 تا ماشین پارک شد فقط من بودم و من ... بقیه رو خدا کمتر دوست داشت به نظرم گویا !!! ... 2 تا ماشین در دم فاتحه شون خونده شد ... 3 تا دیگه هم واجب الصافکاری شدن ... البته اگه از سنگ ریزه های پاشیده شده به شیشه ها بگذریم ... آره !!! بگذریم ... داشتم می گفتم خدایا ، یا بکش یا خلاصمون کن ... یه جای ام که شیرینیش به نگفتنشه ... یه مدل خودکشی ... البته خودکشی موقت ... دور شدن از تمام هم زبون ها برای خودش یه مدل خودکشی به حساب می آد ... سعی می کنم انگلیسی هم حرف نزنم ... خودم رو می زنم به گنگی تا همه ازم بگذرن ... از اینم بگذریم ... خیلی دلم میخواست 300 رو ببینم که دیدم ... واقعآ فیلم میخ کوب کننده ای بود ... بهتر از تروی ، اسکندر ، سزار و فیلم های از این قبیل ... خیلی خوشگل توهین کردن ... بهرحال برای ایرانی جماعت این شوک های گاه و بیگاه مایهء تشدید احساس وطن پرستی می شه ... حتی اگه خیلی کوتاه بگذره ... از این هم بگذریم ... در هر صورت برای خودش تعطیلاتی بود ...... که نگذشته هنوز !!!!!

پ . ن : نگذریم .




نظرات

یه فرصت دوباره س شاید...یه امتحان که خدا ببینه با بقیه زندگیت چی کار می کنی.
می گم این خودکشی شامل ول کردن دوستای اینترنتی ت هم می شه دیگه نه؟؟؟؟؟؟









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org