|
● منزلگاه ● دربارهء من ●راه های تماس با من - به عدد خلق الله ● Add to Favorites ● آنهايي كه هستند و آنهايي كه رفتند ● حرف هايي از روي ســادگي ● گاهی به آســمان نگاه کن ● فلك را سقف بشكــافيم ● Maryam, Me & Myself ● يادداشت هـاي نويد ● يك ليوان چاي داغ ● خرس قهوه ای ● مرگ قسطی ● من لاگ ● زویی ● بارون
![]() ![]()
● Stillll !!!!
● آقای دکتر !!! ... ● ..Rainy evening ! ● ساده ! ● مث کفتر روی پشت بوم !!! ● یه دختر ژاپنی برمی داره ! ● Dreamin !!! ● نعمت ! ● زندگی ادامه دارد ...... ● خونه مادربزرگه !!! ![]()
● روزانه
● شبانه ● شکرانه ● صادقانه ● صبحانه ● عارفانه ● عاشقانه ● عاقلانه ● عصرانه ● غرغرانه ● مردانه ● پسرانه ![]()
● November 2008
● October 2008 ● September 2008 ● August 2008 ● July 2008 ● June 2008 ● May 2008 ● April 2008 ● March 2008 ● February 2008 ● January 2008 ● December 2007 ● November 2007 ● October 2007 ● September 2007 ● August 2007 ● July 2007 ● June 2007 ● May 2007 ● April 2007 ● March 2007 ● February 2007 ● January 2007 ● December 2006 ● November 2006 ● October 2006 ● September 2006 ● August 2006 ● July 2006 ● June 2006 ● May 2006 ● April 2006 ● March 2006 ● February 2006 ● January 2006 ● December 2005 ● November 2005 ● October 2005 ● September 2005 ● August 2005 ● July 2005 ● June 2005 ● May 2005 ● April 2005 ● March 2005 ● February 2005 ● September 2004 ● August 2004 ● July 2004 ● June 2004 ● May 2004 ● April 2004 ● March 2004 ● February 2004 |
![]() |
![]()
![]() © 2005-2006
All Rights Reserved www.karebad.org |
ده کیلومتر می دوی ؟؟؟؟؟بابا ورزشکار... یاد یه فامیلی افتادم... میگفت قدیما ... وقتی می خواسته بره سر کار همیشه از جلوی یه تیمارستان توی همدان رد می شده... اونجا یه سوراخی روی دیوار تیمارستان بوده این اقا هر بار که داشته بدو بدو می رفته سر کار... یکی از این اقایان توی تیمارستان صداش می کرده که بیا اینجا...این اقا یه روز خیلی عجله داشته و تقریبا داشته می دویده... یه بار میگه برم ببینم چی میگه... میره جلوی اون سوراخ... یهو دیوونهه می گه: ندو...نمیرسی... حالا ادم میبینه راست میگه ها...عملا هرچی می دویم نمی رسیم...:))
بعد هم...یک پیشنهاد دوستانه صمیمانه و اینا... ببین آقای عزیز لطف بفرمایید سعی نکنید در این تعطیلات به افزایش آمار تصادفات جاده ای بیفزایید... این پدال گاز رو گذاشتن که شما پاتون رو روش فشار بدید اما بی زحمت رحمی به پدال گاز بنمایید...خب؟؟؟
سعی کن عید بهت خیلی خوش بگذره... خیلی...شاد باشی :)
نوشته شد توسط: نرگس | March 20, 2007 10:52 AM
اها... ساعت تحویل سال هم ساعت سه و نیمه نصف شبه تقریبا... محض اطلاع :دی
در ضمن این کامنت دونی اینجا هنوز منو با این آی پی نمی شناسه انگاری... منو بهش معرفی کن زود :دی
نوشته شد توسط: نرگس | March 20, 2007 10:54 AM
فکر کنم دم تحویل سال باید بشینم سفت و سخت برای تو دعا کنم!! بابا اصلا پشت و رو شدی!! مطمئنی خودتی؟؟
عید بترکون! برو خوش بگذرون حالت جا بیاد. منم اینجا تهران و برات نگه می دارم:دی نگران نباش:دی
نوشته شد توسط: مرمر | March 20, 2007 02:20 PM
منم تهرانم...منتظر بودم !!! فردا مشكلي پيش نياد بازم بايد منتظر باشم كه برگردي :دي
مثه اينكه كنكور خيلي درد داشته،نه؟ :))
نوشته شد توسط: سجاد | March 20, 2007 07:15 PM
سال نو مبارک حسین.
با آرزوی شنیدن خبرهای خوش در سال 86 و سالی پر از خیر و برکت و سلامتی و عشق :)
خوش بگذره سفر
نوشته شد توسط: مهتاب | March 21, 2007 08:40 AM