تهرانم ... اصفهان بودم !!!

تهرانم ... اصفهان بودم !!! ... فردا مشکلي پيش نياد مي ندازم برم شمال ... از اونجا تهران ... با هواپيما کيش !! ... جور بشه دريايي ، دوبي ... امسال هم مثله پارسال ... بلکه بدتر و نااميدکننده تر !! ... به هر چيزي شبيه الا شب عيد ... فرقش اينه که از بس توي مرکز خريدها و پاساژها تابيديم ( به قول اصفهوني ها ) حداقل داشتن هواي عيد بقيه رو مي بينم ... دمه میلاد نور یه پسر 4 ساله توی کیسهء آبی دستش بود دنبال ماهی بیچاره گذاشته بود ... تنها صحنه قشنگی که این شبا دیدم همین بود !!! ... روزي 10 کيلومتر روي Trademill مي دوم ... تمرينه خوبي براي دويدن و نرسيدن ... با يه option هم مي توني شيب صفحه رو ببري بالا ... اينطوري انگار توي سربالايي و با کلي دويدن هم نمي توني برسي به ديوار روبروت ؛ اونم توي اتاق فاني ... چه شود !!! ... راه هراز رو از آخر بابایی تا سر بابل یه ساعت و نیم اومدیم ... روز قبل از شروع شدن طرح نوروزی می شد اونطوری روند و آینه به آینه شد ... وگرنه خوابوندن ماشین روی شاخش بود ... احتیاج به مقدار زیادی هیجان توی زندگیم دارم ... یه سری کارایی که تاحالا نکردم ... اصفهان بودم شروع کردم به تجربه کردنشون ... البته تا اونجایی که حد و حدوده داخلیم می ذاره ... بلکل یه مدتی مردانه ننویسم بهتره ... همش پسرانه ! ... توی دانشگاه اصفهان چندتایی دوست پیدا کرده بودم که با سفر این دفعه بیشتر باهاشون جور شدم ... چند باری باهاشون رفتیم اینور و اونور ... روی چمن های کنار زاینده رود هم بهمون گیر نداده بودن که اونم دادن ... نمی دونم چی کم دارم که برای پیدا کردنش دارم از این شهر به اون شهر می رم ... به سرم زده که حتی اگه تهران می اووردم برم اصفهان و این دو سال ارشد رو تهران نباشم ... البته If Is Good ... اگر قبول بشم ... اگر !!! ... آلبوم جدید ستار رو خیلی دوست دارم ... شمام اگه یه نیم ساعت بشینین پایه تلویزیون و بین pmc و mi tv و pen tv چشمتون به جمال دو سه تا از کلیپ هاش روشن می شه ... می دونم اینقدر مزخرف و روزمره دارم می نویسم که خیلی با مطالب 3 سال پیش فاصله داره ... ولی چاره چیه !! ... اصلآ چرا راهه دور ... همین 5 ماه پیش وضعیت که به از این احوال بود ... فکر کنم باید موقع تحویل سال داد بزنم .. حـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول حالنا !!! ... یه حول غلیظ و پر ملات !

پ . ن : راستی ساعت تحویل سال چنده ؟؟؟ .. هنوز نمی دونم !




نظرات

ده کیلومتر می دوی ؟؟؟؟؟بابا ورزشکار... یاد یه فامیلی افتادم... میگفت قدیما ... وقتی می خواسته بره سر کار همیشه از جلوی یه تیمارستان توی همدان رد می شده... اونجا یه سوراخی روی دیوار تیمارستان بوده این اقا هر بار که داشته بدو بدو می رفته سر کار... یکی از این اقایان توی تیمارستان صداش می کرده که بیا اینجا...این اقا یه روز خیلی عجله داشته و تقریبا داشته می دویده... یه بار میگه برم ببینم چی میگه... میره جلوی اون سوراخ... یهو دیوونهه می گه: ندو...نمیرسی... حالا ادم میبینه راست میگه ها...عملا هرچی می دویم نمی رسیم...:))
بعد هم...یک پیشنهاد دوستانه صمیمانه و اینا... ببین آقای عزیز لطف بفرمایید سعی نکنید در این تعطیلات به افزایش آمار تصادفات جاده ای بیفزایید... این پدال گاز رو گذاشتن که شما پاتون رو روش فشار بدید اما بی زحمت رحمی به پدال گاز بنمایید...خب؟؟؟
سعی کن عید بهت خیلی خوش بگذره... خیلی...شاد باشی :)

اها... ساعت تحویل سال هم ساعت سه و نیمه نصف شبه تقریبا... محض اطلاع :دی
در ضمن این کامنت دونی اینجا هنوز منو با این آی پی نمی شناسه انگاری... منو بهش معرفی کن زود :دی

فکر کنم دم تحویل سال باید بشینم سفت و سخت برای تو دعا کنم!! بابا اصلا پشت و رو شدی!! مطمئنی خودتی؟؟
عید بترکون! برو خوش بگذرون حالت جا بیاد. منم اینجا تهران و برات نگه می دارم:دی نگران نباش:دی

منم تهرانم...منتظر بودم !!! فردا مشكلي پيش نياد بازم بايد منتظر باشم كه برگردي :دي
مثه اينكه كنكور خيلي درد داشته،نه؟ :))

سال نو مبارک حسین.
با آرزوی شنیدن خبرهای خوش در سال 86 و سالی پر از خیر و برکت و سلامتی و عشق :)
خوش بگذره سفر









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org