انگار نه انگار که

انگار نه انگار که نه ماه ساعت 5 بیدار بودم و ساعت 7 از خونه می زدم بیرون .. بعد امتحان هیچ دلم نمی خواد بیام از تخت پایین ... تا یه کم احساس می کنم دارم هوشیار می شم چشمام رو می بندم و تمام زور خودم رو می زنم که زودتر خوابم ببره ... می خوابم تا ساعت 10...11.... خونه هم هیچی بهم نمی گه ... قدیم مدیما یه کم زیادی می خوابیدی هر ثانیه هزاربار اسمت صدا زده می شد که بیدار شو ... اما حالا خودم از بس صدایی نمی شنوم دم دمای لنگه ظهر از رو می رم و می رم طرف آشپزخونه ... همین خوابیدن نعمت بزرگیه برای ماهایی که روی هواییم ! ... با تمام این اوصاف شک نمی کنم ... اردیبهشت به محض اینکه رتبه 4 رقمیم رو دیدم شروع می کنم برای خوندن دوباره ... یه روزه ممکنه برم شمال بیام ... بعد می رم اصفهان .. از اونجا هم می رم انزلی ... تا اردیبهشت اینور اونور تا فکرم اینطوری نباشه ... هر روز صبح وقتی که چندتا سوال دیگه توی مخم دارن چشمک می زنن بیدار می شم ... توی شک اینکه درست زدم یا غلط .. بقیه چطور زدن ... کابوسی برای خودش ... ! ... امروز که روزه دومه ... خدا به 88 روز دیگه اش رحم کنه !

پ . ن : پ.ن بی پ.ن !




نظرات

بابا از هرکی میپرسم میگه بد دادم و سخت بود و ... این چه وضعشه آخه ؟؟
آسوده منم که خر ندارم
از قیمت جو خبر ندارم :دی

نمی خوام فکر کنم "کار بد" و حسین هم دارن می شن عین این آدمای وبلاگ نویس آویزون این دنیا که همش خسته ن! خودت و گم کردی! پاشو ببینم! چرا انقدر بی حوصله ای آخهههههههههههههههههههههههههههه!

adam ghosash migire in harfa ro mikhoone!! to ro khoda yekami az oon omidi ke ghablan dashtin alan dashte bashiiiiin









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org