آخه من نمي دونم !!!!

آخه من نمي دونم !!!! ... آخه من نمي دونم مگه اينا عيد ندارن كه همه ريختن ملي ... !!! .. امروز هر كي مي اومد واي ميستاد يه گوشه تا يه ميز خالي بشه ... عملآ همه بلانسبت كركس ايستاده بودن بالا سر بقيه و منتظر كه يكي از خوندن خسته بشه .. امروز يه مدير ايراني يكي از بهترين نشان هاي لياقت انگلستان رو گرفت ... اسمش چي بود !!! ... مرتبه امپراتوري بريتانيا .. مي دونين براي چي ؟ حفظ منافع تجاري انگليس در ايران ... خسته نباشي دلاور ! ... رفته بوديم خونه يكي از بچه ها ... اتاقش شبيه مخترع هايي بود كه توي فيلم ها نشون مي دن ... يه اتاق درهم و برهم و كه فيل و بچه ش نمي تونن توش همديگرو پيدا كنن ... مضحك ترين صحنه روي تلويزيون بود ... يه لامپ رو سر و ته گذاشته بود توي ليوان و ته ليوان رو سوراخ كرده بود تا سيم رو رد كنه ... پرسيدم اين چيه !!؟؟ ... يه وسيله براي طراحي مدل هاي مرسدس بنز ... " حسين ؛ مي شه شما زياد اينور اونور رو نگاه نكني !! حواست به جاده باشه ." خودم به خودم گفتم ... يه اطلاعات جالبي راجع به رشته هاي مديريت و MBA در اووردم كه اونم سر وقت مي نويسم ... همه مي گن نبايد گفت ... اما من برنامه ادامه تحصيل تا دكتري و رشته و گرايش رو هم انتخاب كردم ... برم بشينم ببينم اين مبحث برنامه ريزي غيرخطي رو مي تونم حاليم كنم يا نه ... " حسين پارو بزن !! " .

پ . ن : فرا رسیدن عید سعید قربان رو به تمام گوسفندان جهان تسلیت عرض می کنم !!

پ . ن : اتفاقآآآآآآآآآ .. چقدر از آرامشش خوشم اومد ... نمي خوام بزرگش كنم ولي مثه آدمايي كه با بقيه فرق دارن مرد ...
پ . ن : بــــــــــــــــــــــله !!! ... داشتم اون شب توي پياده رو راه مي رفتم يه ماشين تازه كنار پياده رو پارك كرده بود ... هنوز در موتورش داغ بود و يه گربه نشسته بود روش و رفته بود توي حالت خلسه ... چقدر هوس كردم منم برم كنارش چمباتمه بزنم روي در موتور !!! ... :)) ... حالا شما نسكافه و شومينه و هيتروسيكل ميل كنين ؛ خانومه نرگس خانم .




نظرات

بله خب... شباهتهای زیادی وجود داره...بین شومینه و موتور گرم اتومبیل... و همچنین اون گربه نرم و تپل مپل مامانی با کوسن های گرم روی مبلها...اما خب... به جاش یه تفاوتهایی هم هست...نه...نه...منظورم کافی میکس نیست... اینکه من اونجا نگران اشخاصی همچون شما هستم که تو برف هستید اما شما نگران ما نیستید...پس نتیجه میگیرم وضع شما بهتره :دی ... برنامه ریزی غیرخطی چیه؟؟؟ به گمانم یه چیزی باید باشه تو مایه های هتروسیکل... چون هتروسیکل در مورد حلقه هاست نه خطها... به هرحال یه شباهت دیگه اینجا بین اینها هست که همونطور که از شواهد پیداست هردوشون به درون مغز فرو نمیروند...یا مغز ما نسبت به این دروس ایزوله می باشد( تازگیها یاد گرفتم که نباید تو متن ها از می باشد استفاده کنم...)...میگم بیا جاها عوض من برنامه ریزی غیر خطی میخونم شما بیا هترو بخون شاید جواب داد :دی

سلامتي باغبوني كه زمستونشو از باهار بيشتر دوس داره

شانس آوردي پس...منم ميخواستم بيام نشد :))
بديش اينه بلا نسبت اونا كه اينجان :دي جهان گوسفند ماشالا هزار ماشالا كم نداره.فقط خوبيش اينه اوناييشونو كه فرم هيكليه خاصي دارن پخ پخ مي كنن :)) (تاكيد مي كنم كه اين فرم هيكلي تقريبا هر سال مانع پخ پخ شدن من ميشه اساسي...وگرنه اكثريت اذعان دارند كه بنده گوسپندي دو دست و دو پا بيش نيستم نقطه
به نظر منم آرامش قشنگي داشت...با اينكه مغرور بود ولي از مرگ نمي ترسيد...اين حرف رو البته مني ميزنم كه زياد از جنگ يادم نيست...شايد خيلي ها حالشون از ديدن اون لحظه سرجاش اومده باشه...خدا رو كي ديده؟
اون شب چه شبي بود :)) از مترو تا ملي پياده...از ملي تا مترو سواره :)) تازه يكي هم منت بر سر ما نهادند و بعد عمري لصف كردن و جواب نه رو در پاسخ به پرسش ما گفتند :)) حالا ديگه بماند پرسش چه بود :دي

به! خبر نداری منم دارم میام اونجا!! :)) روز عید هم می خواستم بیام نمی دونم چی شد نتونستم!:دی

نه مرمر خانوم...اتفاقا خبر داره...نه اينكه سرش شولوغه.من هر روز يه خلاصه ي خبرهاي مهم رو تهيه مي كنم و تا ميگه چي خبر يه خرده بهش گزارشات ميدم :))
خوب اومدن تو هم خبر مهم بود ديگه :دي

ااا...پس جمعتون جمعه :دی... خوش بگذره دسته جمعی :پی

اوه اوه....مواظب خودتون باشين :))
حسين الان با عصبانيت از در ملي خارج شده و به رف خونه حركت كرده :دي چونكه ملي نمي ذارن كه جزوه هاش رو ببره تو....خدا رحم كنه به رئيس ملي :دي فكر كنم حسين برنامه قتلشو ريخته باشه :))

چقدر از این گربه های روغنی شده ی سیاه ِ صبح های سرد زمستون خوشم میاد !
فقط می ترسم وقتی اینا رفتند توی دم و دستگاه ماشین خوابیدند ، اگر یکی ماشین رو روشن کنه چی میشه ؟

يه چيزي رو الان دقت كردم!
جمله هاي اول نوشته هات معمولا يه جوريه كه وقتي به جاي عنوان استفاده ميشه خوشگل بشه :دي
يا اينكه خودت عنوان مي ذاري؟ :))

پسر خوب !!!!!!!! ...
خودم عنوان ها رو مي ذارم .. فقط همون چيزي رو مي نويسم كه اول پستم اووردم ..
اين حرف رو جاي ديگه نزني هااااااااا ... حالا اينجا همه خودي هستن ! ... مردم چي مي گن ؟!؟؟!؟!

خوشحالم كه همين الان با يكي ديگه از سوتي هاي من آشنا شدي :))
پس لطفا ديگه انتظار سوتي ندادن ازم نداشته باش :دي من و اين همه خوشبختي محاله :دي









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org