|
● منزلگاه ● دربارهء من ●راه های تماس با من - به عدد خلق الله ● Add to Favorites ● آنهايي كه هستند و آنهايي كه رفتند ● حرف هايي از روي ســادگي ● گاهی به آســمان نگاه کن ● فلك را سقف بشكــافيم ● Maryam, Me & Myself ● يادداشت هـاي نويد ● يك ليوان چاي داغ ● خرس قهوه ای ● مرگ قسطی ● من لاگ ● زویی ● بارون
![]() ![]()
● Stillll !!!!
● آقای دکتر !!! ... ● ..Rainy evening ! ● ساده ! ● مث کفتر روی پشت بوم !!! ● یه دختر ژاپنی برمی داره ! ● Dreamin !!! ● نعمت ! ● زندگی ادامه دارد ...... ● خونه مادربزرگه !!! ![]()
● روزانه
● شبانه ● شکرانه ● صادقانه ● صبحانه ● عارفانه ● عاشقانه ● عاقلانه ● عصرانه ● غرغرانه ● مردانه ● پسرانه ![]()
● November 2008
● October 2008 ● September 2008 ● August 2008 ● July 2008 ● June 2008 ● May 2008 ● April 2008 ● March 2008 ● February 2008 ● January 2008 ● December 2007 ● November 2007 ● October 2007 ● September 2007 ● August 2007 ● July 2007 ● June 2007 ● May 2007 ● April 2007 ● March 2007 ● February 2007 ● January 2007 ● December 2006 ● November 2006 ● October 2006 ● September 2006 ● August 2006 ● July 2006 ● June 2006 ● May 2006 ● April 2006 ● March 2006 ● February 2006 ● January 2006 ● December 2005 ● November 2005 ● October 2005 ● September 2005 ● August 2005 ● July 2005 ● June 2005 ● May 2005 ● April 2005 ● March 2005 ● February 2005 ● September 2004 ● August 2004 ● July 2004 ● June 2004 ● May 2004 ● April 2004 ● March 2004 ● February 2004 |
![]() |
![]()
![]() © 2005-2006
All Rights Reserved www.karebad.org |
بله خب... شباهتهای زیادی وجود داره...بین شومینه و موتور گرم اتومبیل... و همچنین اون گربه نرم و تپل مپل مامانی با کوسن های گرم روی مبلها...اما خب... به جاش یه تفاوتهایی هم هست...نه...نه...منظورم کافی میکس نیست... اینکه من اونجا نگران اشخاصی همچون شما هستم که تو برف هستید اما شما نگران ما نیستید...پس نتیجه میگیرم وضع شما بهتره :دی ... برنامه ریزی غیرخطی چیه؟؟؟ به گمانم یه چیزی باید باشه تو مایه های هتروسیکل... چون هتروسیکل در مورد حلقه هاست نه خطها... به هرحال یه شباهت دیگه اینجا بین اینها هست که همونطور که از شواهد پیداست هردوشون به درون مغز فرو نمیروند...یا مغز ما نسبت به این دروس ایزوله می باشد( تازگیها یاد گرفتم که نباید تو متن ها از می باشد استفاده کنم...)...میگم بیا جاها عوض من برنامه ریزی غیر خطی میخونم شما بیا هترو بخون شاید جواب داد :دی
نوشته شد توسط: نرگس | December 31, 2006 10:57 PM
سلامتي باغبوني كه زمستونشو از باهار بيشتر دوس داره
نوشته شد توسط: ايمان | January 1, 2007 01:25 AM
شانس آوردي پس...منم ميخواستم بيام نشد :))
بديش اينه بلا نسبت اونا كه اينجان :دي جهان گوسفند ماشالا هزار ماشالا كم نداره.فقط خوبيش اينه اوناييشونو كه فرم هيكليه خاصي دارن پخ پخ مي كنن :)) (تاكيد مي كنم كه اين فرم هيكلي تقريبا هر سال مانع پخ پخ شدن من ميشه اساسي...وگرنه اكثريت اذعان دارند كه بنده گوسپندي دو دست و دو پا بيش نيستم نقطه
به نظر منم آرامش قشنگي داشت...با اينكه مغرور بود ولي از مرگ نمي ترسيد...اين حرف رو البته مني ميزنم كه زياد از جنگ يادم نيست...شايد خيلي ها حالشون از ديدن اون لحظه سرجاش اومده باشه...خدا رو كي ديده؟
اون شب چه شبي بود :)) از مترو تا ملي پياده...از ملي تا مترو سواره :)) تازه يكي هم منت بر سر ما نهادند و بعد عمري لصف كردن و جواب نه رو در پاسخ به پرسش ما گفتند :)) حالا ديگه بماند پرسش چه بود :دي
نوشته شد توسط: سجاد | January 1, 2007 05:04 PM
به! خبر نداری منم دارم میام اونجا!! :)) روز عید هم می خواستم بیام نمی دونم چی شد نتونستم!:دی
نوشته شد توسط: مرم | January 2, 2007 10:46 AM
نه مرمر خانوم...اتفاقا خبر داره...نه اينكه سرش شولوغه.من هر روز يه خلاصه ي خبرهاي مهم رو تهيه مي كنم و تا ميگه چي خبر يه خرده بهش گزارشات ميدم :))
خوب اومدن تو هم خبر مهم بود ديگه :دي
نوشته شد توسط: سجاد | January 2, 2007 12:51 PM
ااا...پس جمعتون جمعه :دی... خوش بگذره دسته جمعی :پی
نوشته شد توسط: نرگس | January 2, 2007 09:03 PM
اوه اوه....مواظب خودتون باشين :))
حسين الان با عصبانيت از در ملي خارج شده و به رف خونه حركت كرده :دي چونكه ملي نمي ذارن كه جزوه هاش رو ببره تو....خدا رحم كنه به رئيس ملي :دي فكر كنم حسين برنامه قتلشو ريخته باشه :))
نوشته شد توسط: سجاد | January 3, 2007 01:46 PM
چقدر از این گربه های روغنی شده ی سیاه ِ صبح های سرد زمستون خوشم میاد !
فقط می ترسم وقتی اینا رفتند توی دم و دستگاه ماشین خوابیدند ، اگر یکی ماشین رو روشن کنه چی میشه ؟
نوشته شد توسط: معصومه | January 4, 2007 10:25 AM
يه چيزي رو الان دقت كردم!
جمله هاي اول نوشته هات معمولا يه جوريه كه وقتي به جاي عنوان استفاده ميشه خوشگل بشه :دي
يا اينكه خودت عنوان مي ذاري؟ :))
نوشته شد توسط: سجاد | January 4, 2007 04:03 PM
پسر خوب !!!!!!!! ...
خودم عنوان ها رو مي ذارم .. فقط همون چيزي رو مي نويسم كه اول پستم اووردم ..
اين حرف رو جاي ديگه نزني هااااااااا ... حالا اينجا همه خودي هستن ! ... مردم چي مي گن ؟!؟؟!؟!
نوشته شد توسط: كار بد !! | January 4, 2007 04:10 PM
خوشحالم كه همين الان با يكي ديگه از سوتي هاي من آشنا شدي :))
پس لطفا ديگه انتظار سوتي ندادن ازم نداشته باش :دي من و اين همه خوشبختي محاله :دي
نوشته شد توسط: سجاد | January 4, 2007 04:18 PM