وقتي از كنار پل شريعتي

وقتي از كنار پل شريعتي مي آي توي صدر اولين بيلبورد تبليغ پارس آن لاين ه ... ديگه بيشتر به خصوصيات و وضعيت تبليغات توجه مي كنم تا خود مارك و مدل كالا ... دقت كنين يكي از دستايي كه اومده بالا يه دست بند زرد داره ... ديدين ؟!؟!؟‌ ... دست خيلي ها هست ... رنگاوارنگ ... زرد ،‌ آبي ، سياه ،‌ سفيد ... اكثرآ هم براي موسسات خيريه ست كه اينطوري مثلآ مردم رو تشويق كنن به كمك كردن ... يكي از اين موسسه ها هم گروه Believe ه ... دست بند هايي كه مي ده از جنس سيليكون ... زرد براي سرطان ،‌ سفيد براي ساختن مدرسه ، ‌نارنجي براي حمايت از كودكان ... ما هم يه روز هوس نوع دوستي زد به سرمون و رنگ آبيش رو انتخاب كرديم ... براي معتادها ... به معتاد جماعت پول نمي دم ... حداقل اينطوري يه كاري براشون كنيم ... حالا تنها چيزي كه باعث شده كه دست بندش رو بندازم دستم يه كلمه ست كه روش نوشته ... BELIEVE ... همين ... حالا چه فايده داره و به چه كار آيند اون ديگه بسته به ديد و زندگي و خلاصه برنامه زندگي داره !!!‌... وقت ندارم بشينم و فلسفه بافي كنم ... شايد يه روزي اين پست رو توسعه دادم .

پ . ن : به عنوان اوليش و 70% آمادگي ،‌ بد نبود‌ ... رتبه 40 و 10 از 1500 نفر رو مي گم ؛‌ اونقدرا هم بد نيست ... ولي بايد مثه اسب خوندن رو راه بندازم ديگه ... تا الان بازي بازي بود ! ... يه خوابي ديدم براي دو هفته آخر بهمن ...




نظرات

هزار بار خواستم بپرسم اونو برای چی میندازی دستت هر بار نشد..پس قضیه اینه !!!!!!!

اولین باره می شنوم. شاید من خیلی شوتم:دی

من تازه الان جواب کامنتم رو اینجا دیدم تو آرشیو!!!!!!
نارا همون کودک درون بود دیگه گفته بودم بهت که :)
ایران اومدم و برگشتم و جات خالی تا پای نامزدی هم رفتم با همون طرف و بعد دیدم نه اصلا نمیشه اینطوری بدبخت میشم!تمومش کردم.یعنی هنوز انگشتر رو پس ندادم چون باید بدم یکی ببره.خلاصه که خیلی اتفاق ها افتاد.
الانم سال سومم دانشگاه :)
فکر کنم منم خیلی بزرگ شدم
خیلی عاقل تر هم شدم
تو هم که بزرگ شدی
دیگه از عشق و عاشقی هم زدی بیرون؟یا رو نمیکنی؟ :))
اگه خواستی آفلاین بده
میگم چرا وبلاگم باز نمیشه مگه بلاگ اسکای فیلتره؟

خدا همه رو از دست همه نوع کنکور خلاص کنه !









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org