عجب بازی وحشتناکی !!!!

عجب بازی وحشتناکی !!!! ... من حاضرم یکی رو گیر بیاریم ... پوستش رو قلفتی بکنیم ... چهارمیخش کنیم به زمین و دورش برقصیم ... بعد دونه دونه انگشتاش رو بکنیم و مسابقه بدیم کی بیشتر می تونه دورتر پرتابشون کنه !!!! ... اما این بازی رو نکنم .. :)) ... حدیث داریم که آبروی مومن اهم مهمات ه !!! .حالا مهمات جنگی نه ... مهمات غیرجنگی که هست ... می شه معافم کنین !!! ... سر جدتون ! ...

حالا یکی دوتا خفیف شده ش رو می گم :

بیر . دبستان که بودم امتحانایی که نمره ام پایین تر از 19 می شد رو می اووردم توی تخت ... زیر نور چراغ خواب ... از امضای مامان رو می نداختم ... بهتر از امضاهای خود مامان می شد .
ایکی . حدود 2000 ساعت اکانت از ASP های مملکت Hack کردم .
اووش . از تجریش تا ونک 4 سال پیش جلوی همه مردم زار زار گریه می کردم و راه می رفتم .
دور . با پسرخاله ام و محمد و آرمان زنگ 40 تا خونه رو زدیم و در رفتیم توی یه بن بست !!! .. نزدیک بود از ترس ..... ( اره دیگه همون کار ) ... :)) ... نمی دونی چه حسی داره بعد از یه کار بد وقتی فکر می کنی که قسر در رفتی ببینی افتادی توی هچل !!!
پنج به ترکی چی می شه ؟؟؟ همون ! . اوه اوه ... یه بار پنجم دبستان که بودم یکی از همکلاسی هام ( حامد که ازم یه هوا گنده تر بود ) با سنگ زد ساعتم رو شکوند ... منم عصبانی شدم گرفتمش ... صورتش رو کردم توی گل های باغچه !!! .. گل و بلبل نه هــــــــــــــا .. گل !! ... خاک + آب !

پ . ن :
حیف که پنج تا تموم شد ... یه دونه تکه تک یادم افتاد بگم ... اما کوپن ام تموم شد ... خدا رو شکر .
پ . ن :
حالا نوبت سجاد ( سجاد لینک بلاگت رو بده !! هی یادم می ره بذارم اینجا ! ) ، صادق ، مرمر ، بارون ، مهتاب ه ... یالا ببینم ... !




نظرات

به به ! 8 اسفند شده احیانا؟ :دی
بابا شمام در نوع خودت خطرناکی ها!! از من یکی انتظار تعریف اینگونه خاطرات و نداشته باش! من دختر خوب،مرهبون، دل نازک و اینام!:دی جز سر کار گذاشتن ملت هیچ آزار دیگه ای نمی رسونم!! اونم که انقدر خودم کم طاقتم زودی لو می دم:دی
حالا باز بذار فکر کنم ببینم چیزی یادم می یاد:دی
یه چی دیگه... می شه ما عدد هامون رو انگلیسی بگیم؟؟آخه من ترکی بلد نیستم:دی

آهان یه چیزی یادم اومد!
امممم...خوب اگه قضیه جعل امضاء ه، هیشکی تا حالا قد من این کارو نکرده:دی خود مامان جان هم شک می کرد و هی می پرسید: مطمئنی من اینو امضا کردم؟؟پس چرا یادم نیس!! :دی

(بازم از رو دستت نیگاه کنم! برو کنار ببینم!!)...امممم من و دختر عموم هم هم زنگ ها رو می زدیم هم گچ های مدرسه رو کش می رفتیم دیوار خونه ها رو خط خطی می کردیم:دی

چه کیفی داره این بازی:))
5 میشه بش...فقط همینو بلدم از ترکی
اها..مرمر جان نوبتت رسیده بدو برو این اتیش سوزوندنا تو تو بلاگت تعریف کن بیایم بخندیم

گفتم که نرگس جون من بچه خوفیم:دی
تازه شم! اول نوبت سجاده:دی

امممم ...من یه چیزی بگم؟؟ تازه بلاگ نرگس و خوندم فهمیدم چی به چیه!=))

لفطا به دوزاری لوله من نخندید! برین خرس قهوه ای نوشتم!:دی

آهااا راستی روش بازی رو یادم رفت بگم !!!! .. :دی

مواد لازم برای بازی :

1. 5 تا از اخلاقیات و کارهای بدتون رو بگین.
2. 5 نفر از دوستاتون رو بندازین توی رودرواسی که الا و بلا باید خودشون رو لو بدن.
3. به همین راحتی !!!!

اوه اوه .. راست می گی مرمر ... منم چندبار به مرحله این رسیدم که به مامان ثابت کنم خودشون امضاء کردن ... بنده خدا مامان به خودشون شک می کردن ... یادم باشه حلالیت بطلبم !! .. :پی

واقعا خسته نباشی مادر!!

مرسی که دعوتم کردی! فکر کنم تنها کسی که حسابی آّبروی خودشو برده من باشم :دی
با حال بود نوشته هات کلی حالشو بردم.مخصوصا با شماره بیر ؛)

ooooh man inja ro taze peida karadm:Dhanooz farsi nazadi???????

اي بابا چرا کامنتهاي من نمياد؟؟









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org