|
● منزلگاه ● دربارهء من ●راه های تماس با من - به عدد خلق الله ● Add to Favorites ● آنهايي كه هستند و آنهايي كه رفتند ● حرف هايي از روي ســادگي ● گاهی به آســمان نگاه کن ● فلك را سقف بشكــافيم ● Maryam, Me & Myself ● يادداشت هـاي نويد ● يك ليوان چاي داغ ● خرس قهوه ای ● مرگ قسطی ● من لاگ ● زویی ● بارون
![]() ![]()
● Stillll !!!!
● آقای دکتر !!! ... ● ..Rainy evening ! ● ساده ! ● مث کفتر روی پشت بوم !!! ● یه دختر ژاپنی برمی داره ! ● Dreamin !!! ● نعمت ! ● زندگی ادامه دارد ...... ● خونه مادربزرگه !!! ![]()
● روزانه
● شبانه ● شکرانه ● صادقانه ● صبحانه ● عارفانه ● عاشقانه ● عاقلانه ● عصرانه ● غرغرانه ● مردانه ● پسرانه ![]()
● November 2008
● October 2008 ● September 2008 ● August 2008 ● July 2008 ● June 2008 ● May 2008 ● April 2008 ● March 2008 ● February 2008 ● January 2008 ● December 2007 ● November 2007 ● October 2007 ● September 2007 ● August 2007 ● July 2007 ● June 2007 ● May 2007 ● April 2007 ● March 2007 ● February 2007 ● January 2007 ● December 2006 ● November 2006 ● October 2006 ● September 2006 ● August 2006 ● July 2006 ● June 2006 ● May 2006 ● April 2006 ● March 2006 ● February 2006 ● January 2006 ● December 2005 ● November 2005 ● October 2005 ● September 2005 ● August 2005 ● July 2005 ● June 2005 ● May 2005 ● April 2005 ● March 2005 ● February 2005 ● September 2004 ● August 2004 ● July 2004 ● June 2004 ● May 2004 ● April 2004 ● March 2004 ● February 2004 |
![]() |
![]()
![]() © 2005-2006
All Rights Reserved www.karebad.org |
به به ! 8 اسفند شده احیانا؟ :دی
بابا شمام در نوع خودت خطرناکی ها!! از من یکی انتظار تعریف اینگونه خاطرات و نداشته باش! من دختر خوب،مرهبون، دل نازک و اینام!:دی جز سر کار گذاشتن ملت هیچ آزار دیگه ای نمی رسونم!! اونم که انقدر خودم کم طاقتم زودی لو می دم:دی
حالا باز بذار فکر کنم ببینم چیزی یادم می یاد:دی
یه چی دیگه... می شه ما عدد هامون رو انگلیسی بگیم؟؟آخه من ترکی بلد نیستم:دی
نوشته شد توسط: مرمر | December 22, 2006 09:04 PM
آهان یه چیزی یادم اومد!
امممم...خوب اگه قضیه جعل امضاء ه، هیشکی تا حالا قد من این کارو نکرده:دی خود مامان جان هم شک می کرد و هی می پرسید: مطمئنی من اینو امضا کردم؟؟پس چرا یادم نیس!! :دی
نوشته شد توسط: مرمر | December 22, 2006 09:06 PM
(بازم از رو دستت نیگاه کنم! برو کنار ببینم!!)...امممم من و دختر عموم هم هم زنگ ها رو می زدیم هم گچ های مدرسه رو کش می رفتیم دیوار خونه ها رو خط خطی می کردیم:دی
نوشته شد توسط: مرمر | December 22, 2006 09:08 PM
چه کیفی داره این بازی:))
5 میشه بش...فقط همینو بلدم از ترکی
اها..مرمر جان نوبتت رسیده بدو برو این اتیش سوزوندنا تو تو بلاگت تعریف کن بیایم بخندیم
نوشته شد توسط: نرگس | December 22, 2006 09:19 PM
گفتم که نرگس جون من بچه خوفیم:دی
تازه شم! اول نوبت سجاده:دی
نوشته شد توسط: مرمر | December 22, 2006 09:35 PM
امممم ...من یه چیزی بگم؟؟ تازه بلاگ نرگس و خوندم فهمیدم چی به چیه!=))
نوشته شد توسط: مرمر | December 22, 2006 09:37 PM
لفطا به دوزاری لوله من نخندید! برین خرس قهوه ای نوشتم!:دی
نوشته شد توسط: مرمر | December 22, 2006 10:00 PM
آهااا راستی روش بازی رو یادم رفت بگم !!!! .. :دی
مواد لازم برای بازی :
1. 5 تا از اخلاقیات و کارهای بدتون رو بگین.
2. 5 نفر از دوستاتون رو بندازین توی رودرواسی که الا و بلا باید خودشون رو لو بدن.
3. به همین راحتی !!!!
نوشته شد توسط: کار بد | December 22, 2006 11:24 PM
اوه اوه .. راست می گی مرمر ... منم چندبار به مرحله این رسیدم که به مامان ثابت کنم خودشون امضاء کردن ... بنده خدا مامان به خودشون شک می کردن ... یادم باشه حلالیت بطلبم !! .. :پی
نوشته شد توسط: کار بد | December 22, 2006 11:32 PM
واقعا خسته نباشی مادر!!
نوشته شد توسط: مرمر | December 23, 2006 12:30 AM
مرسی که دعوتم کردی! فکر کنم تنها کسی که حسابی آّبروی خودشو برده من باشم :دی
با حال بود نوشته هات کلی حالشو بردم.مخصوصا با شماره بیر ؛)
نوشته شد توسط: مهتاب | December 23, 2006 08:24 PM
ooooh man inja ro taze peida karadm:Dhanooz farsi nazadi???????
نوشته شد توسط: golbanoo | December 25, 2006 12:58 AM
اي بابا چرا کامنتهاي من نمياد؟؟
نوشته شد توسط: مهتاب | December 25, 2006 10:37 AM